belabor

[ایالات متحده]/bɪˈleɪbər/
[بریتانیا]/biˈleɪbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به طور مکرر، اغلب به شدت، به کسی ضربه زدن یا او را زدن؛ به طور مفرط انتقاد یا توبیخ کردن کسی؛ به طور مکرر چیزی را بحث یا تحلیل کردن، اغلب به نقطه‌ای از خستگی.

عبارات و ترکیب‌ها

belabor the point

تکرار مکررات

belabor the obvious

تکرار بدیهیات

stop belaboring it

دیگر آن را تکرار نکنید

belabor the details

جزئیات را تکرار کردن

belaboring an argument

تکرار یک استدلال

جملات نمونه

she tends to belabor the point during meetings.

او معمولاً در جلسات موضوع را طولانی می‌کند.

there's no need to belabor the issue; we all understand.

نیازی نیست موضوع را طولانی کند؛ همه می‌فهمیم.

he belabored the details of the project for hours.

او برای ساعت‌ها جزئیات پروژه را طولانی کرد.

let's not belabor the past and focus on the future.

بیایید گذشته را طولانی نکینیم و بر آینده تمرکز کنیم.

in his speech, he belabored the importance of teamwork.

در سخنرانی خود، او اهمیت کار گروهی را طولانی کرد.

she belabored her arguments until everyone was bored.

او استدلال‌های خود را طولانی کرد تا همه خسته شوند.

don't belabor the obvious; we all see what happened.

واضح را طولانی نکنید؛ همه می‌بینیم چه اتفاقی افتاد.

he belabored his case, hoping to sway the jury.

او پرونده خود را طولانی کرد، امیدوار بود که هیئت منصفه را متقاعد کند.

it's unnecessary to belabor the facts; they speak for themselves.

بی‌دلیل طولانی کردن حقایق غیر ضروری است؛ آنها خودشان صحبت می‌کنند.

she belabored her point to ensure everyone understood.

او نکته خود را طولانی کرد تا مطمئن شود همه فهمیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید