belayed orders
دستورات به تعویق افتاده
belayed departure
ترک محل به تعویق افتاده
belayed progress
پیشرفت به تعویق افتاده
belayed response
پاسخ به تعویق افتاده
a belayed decision
تصمیم به تعویق افتاده
belayed shipment
ارسال کالا به تعویق افتاده
the climber belayed his partner carefully.
صخرهنورد، شریک خود را با دقت حمایت کرد.
she belayed the rope to ensure safety.
او برای اطمینان از ایمنی، طناب را حمایت کرد.
he was belayed by an experienced mountaineer.
او توسط یک کوهنورد با تجربه حمایت شد.
they belayed each other while ascending the cliff.
در حین صعود از صخره، آنها یکدیگر را حمایت کردند.
the instructor showed how to belay properly.
مربی نحوه حمایت کردن صحیح را نشان داد.
before climbing, make sure you are belayed securely.
قبل از صعود، مطمئن شوید که به طور ایمن حمایت میشوید.
he learned to belay during his rock climbing class.
او در کلاس صخرهنوردی خود یاد گرفت که چگونه حمایت کند.
belayed by a friend, she felt more confident.
با حمایت یک دوست، او احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.
the guide belayed the tourists on the steep path.
راهنما گردشگران را در مسیر شیبدار حمایت کرد.
proper belaying techniques are essential for safety.
تکنیکهای حمایت کردن مناسب برای ایمنی ضروری هستند.
belayed orders
دستورات به تعویق افتاده
belayed departure
ترک محل به تعویق افتاده
belayed progress
پیشرفت به تعویق افتاده
belayed response
پاسخ به تعویق افتاده
a belayed decision
تصمیم به تعویق افتاده
belayed shipment
ارسال کالا به تعویق افتاده
the climber belayed his partner carefully.
صخرهنورد، شریک خود را با دقت حمایت کرد.
she belayed the rope to ensure safety.
او برای اطمینان از ایمنی، طناب را حمایت کرد.
he was belayed by an experienced mountaineer.
او توسط یک کوهنورد با تجربه حمایت شد.
they belayed each other while ascending the cliff.
در حین صعود از صخره، آنها یکدیگر را حمایت کردند.
the instructor showed how to belay properly.
مربی نحوه حمایت کردن صحیح را نشان داد.
before climbing, make sure you are belayed securely.
قبل از صعود، مطمئن شوید که به طور ایمن حمایت میشوید.
he learned to belay during his rock climbing class.
او در کلاس صخرهنوردی خود یاد گرفت که چگونه حمایت کند.
belayed by a friend, she felt more confident.
با حمایت یک دوست، او احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.
the guide belayed the tourists on the steep path.
راهنما گردشگران را در مسیر شیبدار حمایت کرد.
proper belaying techniques are essential for safety.
تکنیکهای حمایت کردن مناسب برای ایمنی ضروری هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید