beldam's cackle
خنده زشت بلدام
the beldam's curse
نفرین بلدام
a wicked beldam
یک بلدام شرور
the beldam's brew
دَمبل دام
the beldam's warnings
هشدار های بلدام
the beldam's secret
راز بلدام
the old beldam cast a spell on the villagers.
پیرزن خرفت جادویی بر روی اهالی دهکده انجام داد.
she warned us about the beldam living in the woods.
او ما را در مورد پیرزنی که در جنگل زندگی میکرد، آگاه کرد.
the beldam's cackle echoed through the night.
خنده پیرزن در طول شب طنین انداز شد.
many tales are told about the beldam's mischief.
داستانهای زیادی در مورد شیطنتهای پیرزن نقل میشود.
the beldam offered a bargain that seemed too good to be true.
پیرزن معاملهای را پیشنهاد کرد که خیلی خوب به نظر میرسید.
children were afraid to go near the beldam's house.
کودکان از نزدیک رفتن به خانه پیرزن میترسیدند.
the beldam was known for her potions and charms.
پیرزن به خاطر معجونها و افسونهایش شناخته میشد.
it was said that the beldam could see into the future.
گفته میشد که پیرزن میتوانست آینده را ببیند.
the villagers sought help from the beldam in their time of need.
اهالی دهکده در زمان نیاز از کمک پیرزن استفاده میکردند.
the beldam's appearance was as frightening as her reputation.
ظاهر پیرزن به اندازه شهرت او ترسناک بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید