beldam

[ایالات متحده]/ˈbɛldəm/
[بریتانیا]/ˈbɛlˌdɑːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک زن پیر شرور؛ یک جادوگر.

عبارات و ترکیب‌ها

beldam's cackle

خنده زشت بلدام

the beldam's curse

نفرین بلدام

a wicked beldam

یک بلدام شرور

the beldam's brew

دَمبل دام

the beldam's warnings

هشدار های بلدام

the beldam's secret

راز بلدام

جملات نمونه

the old beldam cast a spell on the villagers.

پیرزن خرفت جادویی بر روی اهالی دهکده انجام داد.

she warned us about the beldam living in the woods.

او ما را در مورد پیرزنی که در جنگل زندگی می‌کرد، آگاه کرد.

the beldam's cackle echoed through the night.

خنده پیرزن در طول شب طنین انداز شد.

many tales are told about the beldam's mischief.

داستان‌های زیادی در مورد شیطنت‌های پیرزن نقل می‌شود.

the beldam offered a bargain that seemed too good to be true.

پیرزن معامله‌ای را پیشنهاد کرد که خیلی خوب به نظر می‌رسید.

children were afraid to go near the beldam's house.

کودکان از نزدیک رفتن به خانه پیرزن می‌ترسیدند.

the beldam was known for her potions and charms.

پیرزن به خاطر معجون‌ها و افسون‌هایش شناخته می‌شد.

it was said that the beldam could see into the future.

گفته می‌شد که پیرزن می‌توانست آینده را ببیند.

the villagers sought help from the beldam in their time of need.

اهالی دهکده در زمان نیاز از کمک پیرزن استفاده می‌کردند.

the beldam's appearance was as frightening as her reputation.

ظاهر پیرزن به اندازه شهرت او ترسناک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید