believings

[ایالات متحده]/bɪˈliːvɪŋz/
[بریتانیا]/bəˈliːvɪŋz/

ترجمه

n. باورها، عقاید یا ایمانی که توسط یک فرد یا گروه نگه‌داشته می‌شود.
v. به چیزی به شدت باور داشتن؛ نگه‌داشتن یک باور خاص به عنوان حقیقت.

عبارات و ترکیب‌ها

deep believings

اعتقادات عمیق

held believings

اعتقادات حفظ شده

personal believings

اعتقادات شخصی

religious believings

اعتقادات مذهبی

challenge believings

چالش اعتقادات

changing believings

اعتقادات در حال تغییر

ancient believings

اعتقادات باستانی

shared believings

اعتقادات مشترک

diverse believings

اعتقادات متنوع

جملات نمونه

believings can shape our reality.

باورها می‌توانند واقعیت ما را شکل دهند.

her believings about success motivated her to work harder.

باورهای او درباره موفقیت او را تشویق کرد که بیشتر تلاش کند.

different cultures have different believings.

فرهنگ‌های مختلف باورهای مختلفی دارند.

believings often influence our decisions.

باورها اغلب بر تصمیمات ما تأثیر می‌گذارند.

his believings were challenged by new evidence.

باورهای او با شواهد جدید به چالش کشیده شد.

believings can be powerful motivators in life.

باورها می‌توانند انگیزه‌های قدرتمندی در زندگی باشند.

she shared her believings during the discussion.

او باورهای خود را در طول بحث به اشتراک گذاشت.

believings can unite or divide people.

باورها می‌توانند مردم را متحد یا جدا کنند.

our believings influence how we perceive the world.

باورهای ما بر نحوه درک ما از جهان تأثیر می‌گذارد.

he has strong believings about environmental protection.

او باورهای قوی در مورد حفاظت از محیط زیست دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید