bellicosities

[ایالات متحده]/bɛˈlɪkɒsɪtiːz/
[بریتانیا]/bɛˈlɪkoʊˌsɪt̬iːz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت جنگ‌طلبی یا تهاجمی بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

succumbing to bellicosities

تسلیم شدن در برابر جنگ‌طلبی‌ها

inflamed by bellicosities

خشمگین شدن به دلیل جنگ‌طلبی‌ها

bellicosities between nations

جنگ‌طلبی بین کشورها

fueling the bellicosities

تشدید جنگ‌طلبی‌ها

جملات نمونه

his bellicosities often lead to conflicts.

خشونت‌ها و پرخاشگری‌های او اغلب منجر به درگیری می‌شود.

the bellicosities of the rival factions escalated tensions.

خشونت‌های جناح‌های رقیب باعث افزایش تنش‌ها شد.

she criticized the bellicosities displayed in the debate.

او انتقاداتی را نسبت به خشونت‌هایی که در بحث نشان داده شد، ابراز کرد.

bellicosities can disrupt peace negotiations.

خشونت‌ها می‌توانند مذاکرات صلح را مختل کنند.

the bellicosities of history often repeat themselves.

خشونت‌های تاریخ اغلب تکرار می‌شوند.

his bellicosities were a source of concern for his friends.

خشونت‌های او منبع نگرانی برای دوستانش بود.

the bellicosities in the region are alarming.

خشونت‌های منطقه نگران‌کننده است.

resolving bellicosities requires diplomatic efforts.

حل خشونت‌ها نیاز به تلاش‌های دیپلماتیک دارد.

bellicosities often stem from misunderstandings.

خشونت‌ها اغلب از سوء تفاهم نشأت می‌گیرد.

his bellicosities were evident during the argument.

خشونت‌های او در طول بحث آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید