bellmen

[ایالات متحده]/'belmən/
[بریتانیا]/'bɛlmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که زنگ می‌زند، یک پیغام‌رسان، یک اعلام‌کننده شهر؛ بلمن، یک نام خانوادگی.

جملات نمونه

The bellman helped the guests with their luggage.

خدمتکار هتل به مهمانان در حمل بار و چمدان‌ها کمک می‌کرد.

The bellman greeted the guests as they arrived at the hotel.

خدمتکار هتل با ورود مهمانان به هتل به آن‌ها خوشامد می‌گفت.

The bellman escorted the guests to their rooms.

خدمتکار هتل مهمانان را تا اتاق‌هایشان همراهی می‌کرد.

The bellman wore a uniform and a hat.

خدمتکار هتل یونیفرم و کلاه می‌پوشید.

The bellman rang the bell to signal the arrival of a new guest.

خدمتکار هتل برای اعلام ورود مهمان جدید زنگ را به صدا در می‌آورد.

The bellman is responsible for providing information to guests about the hotel.

خدمتکار هتل مسئول ارائه اطلاعات به مهمانان در مورد هتل است.

The bellman is often the first point of contact for guests at a hotel.

خدمتکار هتل اغلب اولین نقطه تماس برای مهمانان در یک هتل است.

The bellman is trained to handle guests' belongings with care.

خدمتکار هتل آموزش دیده است تا با احتیاط از وسایل مهمانان مراقبت کند.

The bellman assists guests in hailing taxis and providing directions.

خدمتکار هتل به مهمانان در احضار تاکسی و ارائه مسیر کمک می‌کند.

The bellman carries a bell to announce his presence.

خدمتکار هتل برای اعلام حضور خود زنگ به همراه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید