pull the bellpull
کشیدن طناب ناقوس
ring the bellpull
زنگ زدن به طناب ناقوس
hang a bellpull
آویزان کردن طناب ناقوس
a metal bellpull
طناب ناقوس فلزی
the old house had a beautiful bellpull by the entrance.
خانه قدیمی یک کشوی زنگار زیبا در نزدیکی ورودی داشت.
she used the bellpull to summon the servant.
او از کشوی زنگار برای احضار خدمتکار استفاده کرد.
he admired the intricate design of the bellpull.
او طراحی پیچیده کشوی زنگار را تحسین کرد.
the bellpull was made of fine silk and gold threads.
کشوی زنگار از ابریشم و نخهای طلایی ساخته شده بود.
in the victorian era, a bellpull was a common household item.
در دوران ویکتوریایی، کشوی زنگار یک وسیله رایج در خانه بود.
they installed a new bellpull to match the decor.
آنها یک کشوی زنگار جدید نصب کردند تا با دکوراسیون مطابقت داشته باشد.
he tugged at the bellpull, eager for assistance.
او با اشتیاق به کمک، کشوی زنگار را کشید.
the bellpull rang loudly, echoing through the halls.
کشوی زنگار با صدای بلند زنگ خورد و در راهروها طنین انداز شد.
she chose a vintage bellpull for her new home.
او یک کشوی زنگار قدیمی برای خانهی جدیدش انتخاب کرد.
the bellpull added a touch of elegance to the room.
کشوی زنگار کمی از ظرافت را به اتاق اضافه کرد.
pull the bellpull
کشیدن طناب ناقوس
ring the bellpull
زنگ زدن به طناب ناقوس
hang a bellpull
آویزان کردن طناب ناقوس
a metal bellpull
طناب ناقوس فلزی
the old house had a beautiful bellpull by the entrance.
خانه قدیمی یک کشوی زنگار زیبا در نزدیکی ورودی داشت.
she used the bellpull to summon the servant.
او از کشوی زنگار برای احضار خدمتکار استفاده کرد.
he admired the intricate design of the bellpull.
او طراحی پیچیده کشوی زنگار را تحسین کرد.
the bellpull was made of fine silk and gold threads.
کشوی زنگار از ابریشم و نخهای طلایی ساخته شده بود.
in the victorian era, a bellpull was a common household item.
در دوران ویکتوریایی، کشوی زنگار یک وسیله رایج در خانه بود.
they installed a new bellpull to match the decor.
آنها یک کشوی زنگار جدید نصب کردند تا با دکوراسیون مطابقت داشته باشد.
he tugged at the bellpull, eager for assistance.
او با اشتیاق به کمک، کشوی زنگار را کشید.
the bellpull rang loudly, echoing through the halls.
کشوی زنگار با صدای بلند زنگ خورد و در راهروها طنین انداز شد.
she chose a vintage bellpull for her new home.
او یک کشوی زنگار قدیمی برای خانهی جدیدش انتخاب کرد.
the bellpull added a touch of elegance to the room.
کشوی زنگار کمی از ظرافت را به اتاق اضافه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید