bellpushes

[ایالات متحده]/bel ˈpʊʃɪz/
[بریتانیا]/bel ˈpʊʃɪz/

ترجمه

n. جمع صورت زنده بوق؛ دکمه‌ای که یک بوق را فعال می‌کند، مانند دکمه‌ی چراغ ورودی

جملات نمونه

the bellpushes at the entrance need to be replaced.

دکمه‌های زنگ دیواری در ورودی باید تعویض شوند.

modern bellpushes often have led indicators.

دکمه‌های زنگ دیواری مدرن اغلب دارای نشانگرهای LED هستند.

the antique bellpushes were restored to their original condition.

دکمه‌های زنگ دیواری باستانی به حالت اصلی خود بازگردانی شدند.

several bellpushes malfunctioned during the power outage.

در حین قطع برق، چند دکمه‌ی زنگ دیواری خراب شدند.

wireless bellpushes are becoming increasingly popular.

دکمه‌های زنگ دیواری بی‌سیم به طور چشمگیری محبوب شده‌اند.

the bellpushes are located beside each apartment door.

دکمه‌های زنگ دیواری در کنار درب هر آپارتمان قرار دارند.

children love pressing the bright colored bellpushes.

کودکان دوست دارند دکمه‌های زنگ دیواری رنگی روشن را فشار دهند.

the bellpushes need new batteries.

دکمه‌های زنگ دیواری نیاز به باتری جدید دارند.

the hotel installed smart bellpushes with camera features.

هتل دکمه‌های زنگ دیواری هوشمند با ویژگی‌های دوربین نصب کرد.

the sound of bellpushes echoed through the hallway.

صوت دکمه‌های زنگ دیواری در طول راهرو تکان داده شد.

old bellpushes sometimes stuck in the pressed position.

دکمه‌های زنگ دیواری قدیمی گاهی در موقعیت فشار دیده شده گیر می‌کنند.

the bellpushes were installed at a convenient height.

دکمه‌های زنگ دیواری در ارتفاعی مناسب نصب شدند.

waterproof bellpushes are essential for outdoor use.

دکمه‌های زنگ دیواری ضد آب برای استفاده در فضای باز ضروری هستند.

the maintenance team tested all the bellpushes in the building.

تیم نگهداری تمام دکمه‌های زنگ دیواری در ساختمان را آزمایش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید