bereaveds

[ایالات متحده]/bɪˈriːvdz/
[بریتانیا]/bəˈrɛvdz/

ترجمه

n. افرادی که یک عزیز را به واسطه مرگ از دست داده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

bereaveds' grief

غم داغدیدگان

bereaveds seeking comfort

داغدیدگانی که به دنبال آرامش هستند

جملات نمونه

many bereaveds find comfort in support groups.

بسیاری از داغدارشدگان آرامش را در گروه‌های حمایتی می‌یابند.

the bereaveds often struggle with feelings of loneliness.

داغدارشدگان اغلب با احساس تنهایی دست و پنجه نرم می‌کنند.

bereaveds may experience a range of emotions.

داغدارشدگان ممکن است طیف وسیعی از احساسات را تجربه کنند.

it's important for bereaveds to seek professional help.

برای داغدارشدگان مهم است که به دنبال کمک حرفه‌ای باشند.

bereaveds often find solace in shared memories.

داغدارشدگان اغلب در خاطرات مشترک آرامش می‌یابند.

support from friends can be vital for bereaveds.

حمایت از دوستان می‌تواند برای داغدارشدگان حیاتی باشد.

bereaveds should allow themselves to grieve.

داغدارشدگان باید به خود اجازه دهند تا زاری کنند.

many bereaveds find healing through art and writing.

بسیاری از داغدارشدگان از طریق هنر و نوشتن التیام می‌یابند.

bereaveds often appreciate acts of kindness.

داغدارشدگان اغلب از اعمال مهربانی قدردانی می‌کنند.

community events can help bereaveds feel connected.

برگزاری رویدادهای اجتماعی می‌تواند به داغدارشدگان کمک کند تا احساس ارتباط کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید