orphan

[ایالات متحده]/ˈɔːfn/
[بریتانیا]/ˈɔːrfn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون والدین; والدین خود را از دست داده
n. کودکی که یکی یا هر دو والدین خود را از دست داده است
vt. یتیم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

orphanage

سرپرستی کودکان یتیم

جملات نمونه

a home for orphan and abandoned boys.

خانه‌ای برای بچه‌های یتیم و رها شده.

John was orphaned at 12.

جان در سن 12 سالگی یتیم شد.

The war orphaned him.

جنگ باعث یتیم شدن او شد.

He was orphaned at an early age.

او در سنین پایین یتیم شد.

The food at the orphan house was so bad that it's uneatable.; The food at the orphan house was so bad that it's hardly eatable.

غذا در خانه یتیمان آنقدر بد بود که غیرقابل خوردن بود؛ غذا در خانه یتیمان آنقدر بد بود که به سختی قابل خوردن بود.

Her heart went out to the poor orphan child.

قلبش به خاطر کودک یتیم فقیر به او تپاند.

I pity the orphans with all my heart.

من با تمام وجود برای یتیمان ترحم می کنم.

The poor orphans were kept on short commons.

یتیمان فقیر با کمبود غذا مواجه بودند.

Orphaned children were consigned to institutions.

کودکان یتیم به مراکز نگهداری سپرده شدند.

The child has been ill-treated in the orphan house.

کودک در خانه یتیمان مورد سوء استفاده قرار گرفته است.

Already released 400 diarial newest one is " Su Qian orphan has warmth " .

تا کنون 400 مورد منتشر شده است، جدیدترین آنها "سو چیان یتیم دارای گرمی" است.

Miss Diana gave away all her castoffs to the little girls in the orphan asylum.

خانم دیانا تمام لباس های دست دوم خود را به دختران کوچک در آسایشگاه یتیمان بخشید.

These deserted orphans lived happily ever after.

این یتیمان رها شده خوشحال و شاد بودند و تا آخر عمر زندگی کردند.

The two sisters were orphaned when their parents died in a plane crash.

دو خواهر پس از مرگ والدینشان در یک سانحه هوایی یتیم شدند.

See also: clock alarm, untimed alarm, orphan alarm, snoozed alarm, session alarm

همچنین ببینید: ساعت زنگ دار، ساعت زنگ دار بدون زمان، orphan alarm، snooze alarm، session alarm

Orphaned as a baby, Robinson began performing in local beer gardens at age six.Within two years, this young "hoofer," or song-and-dance man, was entertaining audiences far from home.

رابینسون که در نوزادی یتیم شد، در سن شش سالگی شروع به اجرا در باغ‌های محلی آبجو کرد. ظرف دو سال، این "رقصنده" جوان یا مرد آواز و رقص، مخاطبان را دور از خانه سرگرم می‌کرد.

After narrowly escaping the menacing clutches of the dastardly Count Olaf, the three Baudelaire orphans are taken in by a kindly herpetologist with whom they live happily for an all-too-brief time.

پس از فرار نزدیک از چنگال‌های ترسناک کنت اولاف، یتیمان سه گانه بودلیر توسط یک محقق مارمولک مهربان پذیرفته می‌شوند که با او به مدت کوتاهی به خوشی زندگی می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

Parker was an orphan, no one would miss him.

پارکر یتیم بود، کسی دلتنگش نمی‌شد.

منبع: Harvard University Open Course "Justice: What's the Right Thing to Do?"

It is my treatment of poor Morstan's orphan.

این نحوه برخورد من با یتیم فقیر مورستان است.

منبع: The Sign of the Four

At first, Choodamani and her husband brought four orphans home.

در ابتدا، چودامانی و همسرش چهار یتیم را به خانه آوردند.

منبع: VOA Special English: World

It's a strange thing, becoming an orphan at sixteen.

چه چیزی عجیب است، تبدیل شدن به یک یتیم در سن شانزده سالگی.

منبع: A man named Ove decides to die.

And being an orphan, Oreo's been looking for a new mother.

و با وجود اینکه یتیم است، اورئو به دنبال یک مادر جدید بوده است.

منبع: Growing Up with Cute Pets

I was not an orphan who wore different color shoes.

من یتیمی نبودم که کفش‌های رنگی بپوشم.

منبع: Connection Magazine

He arrived an orphan after his mother died on the journey.

او پس از مرگ مادرش در سفر، به عنوان یک یتیم رسید.

منبع: BBC Listening Collection May 2023

You can say to them, " Success has many fathers but failure is an orphan."

می‌توانید به آنها بگویید: «موفقیت پدران زیادی دارد، اما شکست یتیم است.»

منبع: VOA Special June 2020 Collection

They are definitely connected through childhood as Riddler was an orphan in the Wayne's orphanage.

آنها قطعاً از طریق دوران کودکی به هم مرتبط هستند، زیرا Riddler در یتیم‌خانه Wayne یتیم بود.

منبع: Selected Film and Television News

A bunch of big guys like you, pickin' on a poor little orphan like him.

یک مشت آدم بزرگ مثل شما که مزاحم یک یتیم فقیر مثل او هستند.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید