bereavements and losses
از دست دادن ها و غم ها
shared bereavements
غم های مشترک
dealing with bereavements
رسیدن به غم ها
cope with bereavements
مقابله با غم ها
support through bereavements
حمایت در طول غم ها
she experienced several bereavements in a short period.
او چندین فقدان را در یک دوره کوتاه تجربه کرد.
bereavements can lead to profound grief.
فقدانها میتوانند منجر به غم عمیق شوند.
he found support groups helpful after his bereavements.
او پس از فقدانهای خود گروههای حمایتی را مفید یافت.
they offered condolences for her recent bereavements.
آنها برای فقدانهای اخیر او تسلیت گفتند.
bereavements can affect one's mental health significantly.
فقدانها میتوانند به طور قابل توجهی بر سلامت روان یک فرد تأثیر بگذارند.
she wrote a book about coping with bereavements.
او کتابی در مورد مقابله با فقدانها نوشت.
his bereavements made him more empathetic towards others.
فقدانهای او باعث شد نسبت به دیگران همدلتر شود.
they organized a memorial service to honor their bereavements.
آنها برای بزرگداشت فقدانهایشان مراسم یادبودی برگزار کردند.
understanding bereavements is essential for providing support.
درک فقدانها برای ارائه حمایت ضروری است.
she struggled to cope with her bereavements alone.
او به تنهایی برای کنار آمدن با فقدانهای خود تلاش کرد.
bereavements and losses
از دست دادن ها و غم ها
shared bereavements
غم های مشترک
dealing with bereavements
رسیدن به غم ها
cope with bereavements
مقابله با غم ها
support through bereavements
حمایت در طول غم ها
she experienced several bereavements in a short period.
او چندین فقدان را در یک دوره کوتاه تجربه کرد.
bereavements can lead to profound grief.
فقدانها میتوانند منجر به غم عمیق شوند.
he found support groups helpful after his bereavements.
او پس از فقدانهای خود گروههای حمایتی را مفید یافت.
they offered condolences for her recent bereavements.
آنها برای فقدانهای اخیر او تسلیت گفتند.
bereavements can affect one's mental health significantly.
فقدانها میتوانند به طور قابل توجهی بر سلامت روان یک فرد تأثیر بگذارند.
she wrote a book about coping with bereavements.
او کتابی در مورد مقابله با فقدانها نوشت.
his bereavements made him more empathetic towards others.
فقدانهای او باعث شد نسبت به دیگران همدلتر شود.
they organized a memorial service to honor their bereavements.
آنها برای بزرگداشت فقدانهایشان مراسم یادبودی برگزار کردند.
understanding bereavements is essential for providing support.
درک فقدانها برای ارائه حمایت ضروری است.
she struggled to cope with her bereavements alone.
او به تنهایی برای کنار آمدن با فقدانهای خود تلاش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید