beshrew

[ایالات متحده]/bɪˈʃruː/
[بریتانیا]/biˈʃrʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v نفرین کردن یا بدی را بر کسی یا چیزی فرامی‌خواندن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردbeshrews
صفت یا فعل حال استمراریbeshrewing
زمان گذشتهbeshrewed
قسمت سوم فعلbeshrewed

عبارات و ترکیب‌ها

beshrew your heart!

ببخشید قلب شما!

جملات نمونه

she beshrewed the day she met him.

او روزی که او را ملاقات کرد نفرین کرد.

he would often beshrew his bad luck.

او اغلب بدشانسی خود را نفرین می کرد.

they beshrewed the circumstances that led to their failure.

آنها شرایطی که منجر به شکست آنها شد را نفرین کردند.

in her anger, she beshrewed everyone around her.

در خشم خود، او همه اطرافیانش را نفرین کرد.

he always seemed to beshrew the weather on his wedding day.

او همیشه به نظر می رسید که آب و هوای روز عروسی خود را نفرین کند.

they would beshrew their luck when things went wrong.

وقتی کارها به هم ریخت، آنها خوش شانسی خود را نفرین می کردند.

she couldn't help but beshrew the fate that brought them together.

او نمی توانست از نفرین سرنوشتی که آنها را با هم آوردن خودداری کند.

he would often beshrew the past mistakes he made.

او اغلب اشتباهات گذشته خود را نفرین می کرد.

in jest, they would beshrew their old school days.

به شوخی، آنها روزهای مدرسه قدیمی خود را نفرین می کردند.

she felt it was unfair and began to beshrew her situation.

او احساس کرد که منصفانه نیست و شروع به نفرین وضعیت خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید