bestie

[ایالات متحده]/ˈbɛsti/
[بریتانیا]/ˈbɛstɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بهترین دوست، به ویژه یک دوست زن.

عبارات و ترکیب‌ها

bestie for life

بهترین دوست برای همیشه

secret between besties

راز بین بهترین ها

bestie's birthday party

جشن تولد بهترین دوست

bestie's new boyfriend/girlfriend

دوست پسر/دوست دختر جدید بهترین دوست

جملات نمونه

my bestie and i went shopping yesterday.

من و بهترین دوستم دیروز خریدیم.

we always share our secrets with our besties.

ما همیشه رازهای خود را با بهترین دوستمان در میان می‌گذاریم.

my bestie is always there for me.

بهترین دوستم همیشه در کنار من است.

i can always count on my bestie for advice.

من همیشه می‌توانم برای نصیحت به بهترین دوستم تکیه کنم.

we have been besties since childhood.

ما از دوران کودکی بهترین دوست بوده‌ایم.

my bestie knows me better than anyone else.

بهترین دوستم مرا بهتر از هر کسی می‌شناسد.

we planned a surprise party for our bestie.

ما یک مهمانی غافلگیرانه برای بهترین دوستمان برنامه‌ریزی کردیم.

my bestie always makes me laugh.

بهترین دوستم همیشه من را می‌خنداند.

i trust my bestie with my life.

من به بهترین دوستم اعتماد دارم.

we have so many inside jokes as besties.

ما به عنوان بهترین دوست، شوخی‌های درونی زیادی داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید