bestrewed

[ایالات متحده]/ˈbɛstreɪ/
[بریتانیا]/ˈbɛstɹoʊ/

ترجمه

v به پخش کردن یا پاشیدن چیزی بر روی یک سطح؛ به پوشاندن یا پر کردن با چیزی، به ویژه چیزی که پخش یا توزیع شده است

جملات نمونه

they bestrew the path with flowers for the wedding.

آنها مسیر را با گل برای عروسی پوشاندند.

children bestrew the garden with colorful leaves in autumn.

کودکان در پاییز باغ را با برگ‌های رنگارنگ پوشاندند.

during the festival, people bestrew the streets with confetti.

در طول جشنواره، مردم خیابان‌ها را با کنفتی پوشاندند.

he bestrewed his speech with quotes from famous authors.

او سخنرانی خود را با نقل قول‌هایی از نویسندگان مشهور پوشاند.

they bestrew the stage with rose petals for the performance.

آنها صحنه را با گلبرگ‌های گل رز برای اجرا پوشاندند.

she bestrewed the table with candles for a romantic dinner.

او میز را با شمع برای یک شام رمانتیک پوشاند.

on her birthday, friends bestrew her room with balloons.

در روز تولدش، دوستان اتاق او را با بادکنک‌ها پوشاندند.

they bestrew the floor with hay for the barn dance.

آنها کف را با کاه برای رقصbarn پوشاندند.

he bestrewed his resume with impressive achievements.

او رزومه خود را با دستاوردهای چشمگیر پوشاند.

at the graduation ceremony, they bestrew the graduates with praise.

در مراسم فارغ التحصیلی، آنها فارغ التحصیلان را با تحسین پوشاندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید