bethinks

[ایالات متحده]/bɪˈθɪŋks/
[بریتانیا]/biˈθɪŋks/

ترجمه

v. در نظر گرفتن; شروع به فکر کردن; به ذهن خطور کردن; به خود یادآوری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

bethinks himself/herself

به خود می‌اندیشد

جملات نمونه

she bethinks herself of the lessons learned from her past mistakes.

او به درس‌هایی که از اشتباهات گذشته خود آموخته بود، فکر می‌کند.

he often bethinks of his childhood adventures.

او اغلب به ماجراهای دوران کودکی خود فکر می‌کند.

as i walk through the park, i bethink of the time spent with friends.

همانطور که در پارک قدم می‌زنم، به زمانی که با دوستان گذرانده‌ام فکر می‌کنم.

in moments of solitude, she bethinks of her dreams and aspirations.

در لحظات تنهایی، او به رویاها و آرزوهای خود فکر می‌کند.

he bethinks of the advice given by his mentor.

او به نصیحتی که از مربی خود دریافت کرده بود، فکر می‌کند.

every time i hear that song, i bethink of my first love.

هر بار که آن آهنگ را می‌شنوم، به عشق اولم فکر می‌کنم.

she often bethinks of her family gatherings during the holidays.

او اغلب به دورهمی‌های خانوادگی خود در تعطیلات فکر می‌کند.

he bethinks of the challenges he overcame in his career.

او به چالش‌هایی که در حرفه خود غلبه کرده بود، فکر می‌کند.

as the sun sets, i bethink of the beauty of nature.

همانطور که خورشید غروب می‌کند، به زیبایی طبیعت فکر می‌کنم.

during quiet moments, she often bethinks of her favorite books.

در لحظات آرام، او اغلب به کتاب‌های مورد علاقه‌اش فکر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید