betrotheds

[ایالات متحده]/bɪˈtrɒðədz/
[بریتانیا]/biˈθrɑːðədz/

ترجمه

adj. متعهد
n. نامزد; افرادی که متعهد هستند

جملات نمونه

they were betrotheds in a beautiful ceremony.

آنها در یک مراسم زیبا نامزد بودند.

betrotheds often share their dreams for the future.

نامزدها اغلب رویاهای خود را برای آینده به اشتراک می گذارند.

the betrotheds exchanged rings as a symbol of their commitment.

نامزدها به عنوان نمادی از تعهد خود حلقه ها را رد و بدل کردند.

many cultures have unique traditions for betrotheds.

فرهنگ های زیادی برای نامزدها آداب و رسوم منحصر به فردی دارند.

betrotheds must communicate openly about their expectations.

نامزدها باید به طور آشکار درباره انتظارات خود صحبت کنند.

they celebrated their engagement with family and friends as betrotheds.

آنها نامزدی خود را با خانواده و دوستان به عنوان نامزد جشن گرفتند.

some betrotheds choose to live together before marriage.

برخی از نامزدها تصمیم می گیرند قبل از ازدواج با هم زندگی کنند.

it's important for betrotheds to discuss financial matters.

برای نامزدها مهم است که درباره مسائل مالی صحبت کنند.

betrotheds often attend premarital counseling sessions.

نامزدها اغلب در جلسات مشاوره قبل از ازدواج شرکت می کنند.

they were excited to plan their wedding as betrotheds.

آنها به عنوان نامزد برای برنامه ریزی عروسی خود هیجان زده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید