bettings

[ایالات متحده]/'betiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فعالیت قمار که شامل قرار دادن یک شرط است.

عبارات و ترکیب‌ها

place a bet

قرار دادن شرط

betting odds

شانس‌های شرط‌بندی

betting strategy

استراتژی شرط‌بندی

betting tips

نکات شرط‌بندی

sports betting

شرط‌بندی ورزشی

bet on

روی... شرط ببند

make a bet

قرارداد شرط بستن

best bet

بهترین شرط

جملات نمونه

the betting is that the company will slash the dividend.

احتمالاً این شرکت سود سهام را کاهش خواهد داد.

trackside betting; trackside seats.

مسابقات شرط‌بندی در کنار پیست؛ صندلی‌های کنار پیست.

What's the betting he'll be late?

چه احتمالی دارد که دیر برسد؟

the Committee adjudicates on all betting disputes.

کمیته بر سر تمام اختلافات شرط‌بندی داوری می‌کند.

what's the betting he's up to no good?.

چه احتمالی دارد که نقش پلیدی در سر داشته باشد؟.

The betting is that she’ll get her own way.

احتمالاً او کار خود را انجام خواهد داد.

Atlantic Way headed the betting at 2-1.

آتلانتیک وی با نرخ 2 به 1 در صدر شرط‌بندی قرار داشت.

If you are only betting two dollars, I'll book you myself.

اگر فقط دو دلار شرط ببندی، خودم شما را ثبت نام خواهم کرد.

What’s the betting that he arrives late?

چه احتمالی دارد که دیر برسد؟

Ten minutes before the race, the betting was fast and furious.

ده دقیقه قبل از مسابقه، شرط‌بندی سریع و دیوانه‌وار بود.

As with any highflying stock, though, a few investors are actively betting on a reversal of fortune.

با این حال، همانطور که با هر سهام پرواز کننده، چند سرمایه گذار به طور فعالانه روی تغییر وضعیت شرط می گذارند.

O application and in preparation for pari-mutuel betting allow us $ 100 million, to speed up local ads from a Web page from the migration.

درخواست و در آماده‌سازی برای شرط‌بندی پاراموتول به ما 100 میلیون دلار اجازه دهید تا تبلیغات محلی را از یک صفحه وب از مهاجرت سرعت بخشیم.

You could tell her you're trading your six-figure income for a career in offtrack betting, and she'd barely pause before yelping "Go for it!"

می‌توانید به او بگویید که شما درآمد شش رقمی خود را با شغلی در شرط‌بندی خارج از پیست معامله می‌کنید و او قبل از فریاد زدن

نمونه‌های واقعی

I mean, they're really betting on a lot of things.

منظورم اینه که واقعاً روی خیلی از چیزها شرط بندی می‌کنند.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

And i'm betting you love creep mode.

و شرط می‌زنم عاشق حالت خزنده هستید.

منبع: Popular Western Gold Songs

Five years ago, the U.S. Supreme Court cleared the way for legalized sports betting.

پنج سال پیش، دادگاه عالی ایالات متحده راه را برای شرط‌بندی ورزشی قانونی هموار کرد.

منبع: VOA Special September 2023 Collection

I have to knock her socks off, and I am not betting the farm on Haddock.

باید او را شگفت‌زده کنم و من روی هادوک شرط بندی نمی‌کنم.

منبع: Desperate Housewives Season 5

Mr Cruz is betting that political dynamics are changing.

آقای کروز شرط می‌بندد که پویایی‌های سیاسی در حال تغییر هستند.

منبع: The Economist (Summary)

Number seven is betting with your friends.

شماره هفت با دوستان شما شرط بندی می‌کند.

منبع: Curious Encyclopedia

I'm not a betting man, you know.

من آدم شرط‌بندی نیستم، می‌دانید.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Ocean Census is betting it can go faster.

گزارش اقیانوس شرط می‌بندد که می‌تواند سریعتر پیش برود.

منبع: The Economist - Technology

" Who makes betting odds, is it an algorithm? "

چه کسی شانس شرط‌بندی را تعیین می‌کند، آیا الگوریتمی است؟

منبع: Connection Magazine

But you're betting our lives on it.

اما شما دارید جان ما را به خطر می‌اندازید.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید