bewitcheries

[ایالات متحده]/biˈwɪtʃəriːz/
[بریتانیا]/ˌbɪˈwɪtʃər·iz/

ترجمه

n. عمل یا تمرین جادوگری؛ جادو، سحر.

جملات نمونه

the magician's bewitcheries captivated the audience.

جادوگری‌های شعبده‌باز، مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she was known for her bewitcheries that enchanted everyone.

او به خاطر شعبده‌بازی‌هایی که همه را مسحور می‌کرد، مشهور بود.

the bewitcheries of the forest made it a magical place.

شعبده‌بازی‌های جنگل آن را به مکانی جادویی تبدیل کرد.

his bewitcheries were not just tricks, but true art.

شعبده‌بازی‌های او فقط شعبده نبود، بلکه هنر واقعی بود.

bewitcheries can often lead to unexpected consequences.

شعبده‌بازی‌ها اغلب می‌توانند منجر به عواقب غیرمنتظره شود.

the old tales spoke of bewitcheries that could change fate.

داستان‌های قدیمی از شعبده‌بازی‌هایی صحبت می‌کردند که می‌توانستند سرنوشت را تغییر دهند.

bewitcheries are often used in storytelling to create suspense.

شعبده‌بازی‌ها اغلب در داستان‌سرایی برای ایجاد تعلیق استفاده می‌شوند.

many cultures have their own bewitcheries and magical rituals.

فرهنگ‌های زیادی شعبده‌بازی‌ها و آیین‌های جادویی خود را دارند.

she felt the bewitcheries of the night surrounding her.

او حال و هوای شب را در اطراف خود احساس کرد.

bewitcheries can sometimes be a metaphor for manipulation.

شعبده‌بازی‌ها گاهی اوقات می‌توانند استعاره‌ای از دستکاری باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید