spellcraft

[ایالات متحده]/[ˈspelˌkræft]/
[بریتانیا]/[ˈspelˌkræft]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جادویی؛ شعبده‌بازی؛ مهارت‌ها یا تکنیک‌های مورد استفاده در جادو.

عبارات و ترکیب‌ها

practice spellcraft

تمرین جادوی سیاه

ancient spellcraft

جادوی سیاه باستانی

mastered spellcraft

تسلط بر جادوی سیاه

powerful spellcraft

جادوی سیاه قدرتمند

lost spellcraft

جادوی سیاه گمشده

study spellcraft

مطالعه جادوی سیاه

forbidden spellcraft

جادوی سیاه ممنوعه

wield spellcraft

به کار بردن جادوی سیاه

dark spellcraft

جادوی سیاه تاریک

learn spellcraft

یادگیری جادوی سیاه

جملات نمونه

the ancient tome detailed powerful spellcraft.

جلد باستانی، جادوی قدرتمند را شرح می‌داد.

she studied advanced spellcraft at the academy.

او جادوی پیشرفته را در آکادمی مطالعه کرد.

his mastery of spellcraft was undeniable.

تسلط او بر جادو انکارناپذیر بود.

the ritual required intricate spellcraft.

آیین به جادوی پیچیده نیاز داشت.

they practiced their spellcraft in secret.

آنها جادوی خود را مخفیانه تمرین می‌کردند.

the village was protected by protective spellcraft.

دهکده با جادوی محافظتی محافظت می‌شد.

he delved into forbidden spellcraft.

او در جادوی ممنوعه غرق شد.

the effectiveness of the spellcraft was tested.

اثربخشی جادو آزمایش شد.

she combined elemental spellcraft with healing.

او جادوی عنصری را با درمان ترکیب کرد.

the legend spoke of lost spellcraft.

افسانه از جادوی گمشده صحبت می‌کرد.

he used illusionary spellcraft to deceive his enemies.

او از جادوی توهمی برای فریب دشمنانش استفاده کرد.

the complexity of the spellcraft amazed her.

پیچیدگی جادو او را شگفت‌زده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید