biceps

[ایالات متحده]/ˈbɪˌsɛps/
[بریتانیا]/ˈbaɪˌsɛps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضله در جلوی بازوی بالا.
adj. دارای دو سر یا قسمت.

عبارات و ترکیب‌ها

biceps bulge

برجستگی دوسر

bicep curls

جلو گرفتن دوسر

work those biceps

روی دوسرها کار کنید

biceps are important

دوسرها مهم هستند

have strong biceps

دو سر قوی داشته باشید

biceps and triceps

دوسر و سه سر

target your biceps

هدف قرار دادن دوسر

biceps pain

درد دوسر

biceps workout

تمرین دوسر

جملات نمونه

he has impressive biceps from his weightlifting routine.

او عضله دوسر قدرتمندی دارد که نتیجه روتین بدنسازی اوست.

she flexed her biceps to show off her strength.

او عضله دوسر خود را نشان داد تا قدرت خود را به نمایش بگذارد.

building strong biceps requires consistent training.

برای داشتن عضله دوسر قوی، نیاز به تمرینات مداوم است.

he injured his biceps while lifting heavy weights.

او در حین بلند کردن وزنه سنگین عضله دوسر خود را آسیب زد.

many athletes focus on developing their biceps for better performance.

بسیاری از ورزشکاران بر روی تقویت عضله دوسر خود برای عملکرد بهتر تمرکز می‌کنند.

her biceps are a testament to her hard work at the gym.

عضله دوسر او نشان دهنده تلاش سخت او در باشگاه است.

he uses resistance bands to target his biceps during workouts.

او در طول تمرینات از کش‌های مقاومتی برای هدف قرار دادن عضله دوسر خود استفاده می‌کند.

she admires his well-defined biceps.

او به عضله دوسر خوش‌فرم او علاقه دارد.

many bodybuilders prioritize biceps in their training regimen.

بسیاری از بدنسازان در برنامه تمرینی خود اولویت را به عضله دوسر می‌دهند.

he often incorporates bicep curls into his workout routine.

او اغلب حرکت جلو بازو (بای‌پس) را در روتین تمرینی خود قرار می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید