bifurcately

[ایالات متحده]/baɪˈfɜːrkəteɪli/
[بریتانیا]/ˌbaɪfɝrˈkeɪtˌli/

ترجمه

adv. به روشی که به دو قسمت تقسیم می‌شود; به شکل چنگال

جملات نمونه

the river bifurcately divides the landscape into two distinct regions.

رودخانه به صورت دوشکسته، چشم‌انداز را به دو منطقه متمایز تقسیم می‌کند.

the path bifurcately branches off into two trails.

مسیر به صورت دوشکسته به دو مسیر منشعب می‌شود.

in the meeting, the discussion bifurcately focused on two main issues.

در جلسه، بحث به صورت دوشکسته بر روی دو موضوع اصلی متمرکز شد.

the decision bifurcately impacted the company's future.

تصمیم به صورت دوشکسته بر آینده شرکت تأثیر گذاشت.

the tree bifurcately grew, creating a unique shape.

درخت به صورت دوشکسته رشد کرد و شکل منحصر به فردی ایجاد کرد.

the project bifurcately evolved into two separate initiatives.

پروژه به صورت دوشکسته به دو ابتکار عمل جداگانه تبدیل شد.

her interests bifurcately lie in science and art.

علاقه او به صورت دوشکسته در علم و هنر است.

the debate bifurcately divided the audience's opinions.

بحث به صورت دوشکسته نظرات مخاطبان را تقسیم کرد.

the river's flow bifurcately creates a natural barrier.

جریان رودخانه به صورت دوشکسته یک مانع طبیعی ایجاد می‌کند.

the strategy bifurcately targets both local and international markets.

استراتژی به صورت دوشکسته هم بازارهای محلی و هم بین‌المللی را هدف قرار می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید