forking

[ایالات متحده]/ˈfɔːkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɔrkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل انشعاب یا تقسیم؛ فرآیند تقسیم یک رودخانه به دو یا چند قسمت

عبارات و ترکیب‌ها

forking paths

مسیرهای انشعابی

forking process

فرآیند انشعاب

forking model

مدل انشعاب

forking strategy

استراتژی انشعاب

forking behavior

رفتار انشعابی

forking time

زمان انشعاب

forking logic

منطق انشعاب

forking decision

تصمیم انشعابی

forking point

نقطه انشعاب

forking structure

ساختار انشعابی

جملات نمونه

forking paths can lead to unexpected adventures.

مسیرهای منشعب می‌توانند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شوند.

she is forking out money for her new project.

او برای پروژه جدیدش پول خرج می‌کند.

forking over the keys was a difficult decision.

تحویل دادن کلیدها تصمیمی دشوار بود.

the forking process in the software is crucial.

فرآیند انشعاب در نرم‌افزار بسیار مهم است.

he was forking his lunch at the table.

او ناهارش را روی میز می‌خورد.

they are forking the code to add new features.

آنها کد را برای افزودن ویژگی‌های جدید تغییر می‌دهند.

forking a tree can help it grow better.

انشعاب دادن به درخت می‌تواند به رشد بهتر آن کمک کند.

we are forking the discussion into smaller groups.

ما بحث را به گروه‌های کوچکتر تقسیم می‌کنیم.

she is forking her time between two jobs.

او وقت خود را بین دو شغل تقسیم می‌کند.

the forking of the river creates beautiful scenery.

انشعاب رودخانه مناظر زیبایی ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید