bigeye

[ایالات متحده]/ˈbaɪˌaɪ/
[بریتانیا]/ˈbaɪˌaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی با چشمان بزرگ.
Word Forms
جمعbigeyes

عبارات و ترکیب‌ها

bigeye fish

ماهی چشم‌بزرگ

bigeye tuna

تن چشم‌بزرگ

bigeye view

نمای چشم‌بزرگ

bigeye camera lens

لنز دوربین چشم‌بزرگ

bigeye spectacle frames

قاب عینک چشم‌بزرگ

a bigeye look

یک نگاه چشم‌بزرگ

bigeye at something

چشم‌بزرگ به چیزی

bigeye wonder

تعجب چشم‌بزرگ

bigeye surprise

غافلگیری چشم‌بزرگ

جملات نمونه

the bigeye tuna is known for its large eyes.

ماهی تنغوله‌دار بزرگ به دلیل داشتن چشم‌های بزرگش معروف است.

many fishermen target bigeye species for their market value.

بسیاری از ماهیگیران گونه‌های تنغوله‌دار را به دلیل ارزش بازارشان هدف قرار می‌دهند.

the bigeye fish can be found in tropical waters.

ماهی تنغوله‌دار را می‌توان در آب‌های استوایی یافت.

bigeye snapper is a popular dish in many coastal restaurants.

ماهی اسنپر تنغوله‌دار یک غذای محبوب در بسیاری از رستوران‌های ساحلی است.

scientists study bigeye species to understand their behavior.

دانشمندان گونه‌های تنغوله‌دار را مطالعه می‌کنند تا رفتار آن‌ها را درک کنند.

bigeye fish are often caught using special nets.

ماهی‌های تنغوله‌دار اغلب با استفاده از تورهای خاص صید می‌شوند.

the bigeye owl is known for its distinctive appearance.

بوم‌گردان تنغوله‌دار به دلیل ظاهر متمایز خود شناخته شده است.

bigeye species are important for maintaining marine ecosystems.

گونه‌های تنغوله‌دار برای حفظ اکوسیستم‌های دریایی مهم هستند.

conservation efforts are crucial for bigeye fish populations.

تلاش‌های حفاظتی برای حفظ جمعیت ماهی‌های تنغوله‌دار بسیار مهم هستند.

bigeye fish are often featured in documentaries about ocean life.

ماهی‌های تنغوله‌دار اغلب در مستندهایی درباره زندگی اقیانوسی به تصویر کشیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید