bigoss

[ایالات متحده]/ˈbɪɡɒs/
[بریتانیا]/ˈbɪɡˌoʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خورش لهستانی که با گوشت و کلم ترش تهیه می‌شود و به‌طور سنتی قبل از خوردن به‌مدت چند روز آرام پخته می‌شود.

جملات نمونه

bigos is a traditional polish dish.

بیگوس یک غذای سنتی لهستانی است.

i love making bigos during the winter.

من عاشق درست کردن بیگوس در زمستان هستم.

have you ever tried bigos with sauerkraut?

آیا تا به حال بیگوس با شلغم ترشی امتحان کرده اید؟

bigos can be made with various types of meat.

می‌توان بیگوس را با انواع گوشت درست کرد.

my grandmother's bigos recipe is the best.

دستور العمل بیگوس مادربزرگم بهترین است.

we usually serve bigos at family gatherings.

ما معمولاً بیگوس را در دورهمی‌های خانوادگی سرو می‌کنیم.

it's common to prepare bigos in advance.

معمولاً بیگوس را از قبل آماده می‌کنند.

bigos tastes even better the next day.

بیگوس روز بعد حتی خوشمزه‌تر می‌شود.

pairing bigos with bread is a great idea.

همراهی بیگوس با نان ایده خوبی است.

many people enjoy bigos in cold weather.

بسیاری از مردم از خوردن بیگوس در هوای سرد لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید