sautéed onions
نعناع سرخ شده
sautéed mushrooms
کشمش سرخ شده
sautéed garlic
سیر سرخ شده
sautéed spinach
سبزیجات سرخ شده
sautéed vegetables
سبزیجات سرخ شده
sautéed chicken
مرغ سرخ شده
sautéed shrimp
ماهیگو سرخ شده
sautéed butter
پنیه سرخ شده
i served sautéed mushrooms with garlic and butter on toast.
من مشوی مغزهای گوجه فرنگی را با سیر و نایل را روی نان سرو کردم.
she topped the steak with sautéed onions and a pinch of salt.
او گوشت گوسفند را با مشوی پیاز و یک مقدار نمک پوشاند.
for dinner, we had sautéed spinach with lemon juice.
برای شام، ما سبزیجات مشوی را با عصاره لیمو خورده ایم.
he folded sautéed bell peppers into the omelet.
او مشوی گوجه فرنگی را در تخم مرغ پیچید.
the pasta came with sautéed garlic and chili flakes.
پاستا با مشوی سیر و گردوهای فلفل چیلی همراه بود.
i added sautéed shrimp to the fried rice for extra flavor.
من ماهی گوشتی مشوی را به برنج سرخ شده اضافه کردم تا طعم بیشتری داشته باشد.
they paired sautéed zucchini with grilled chicken.
آنها گوجه فرنگی مشوی را با گوشت مرغ گریل شده ترکیب کردند.
we made tacos with sautéed cabbage and fresh salsa.
ما تاکو ها را با کلم مشوی و سالسا تازه ساختیم.
the chef garnished the soup with sautéed leeks.
شکیف با مشوی گیاه گردوی گوجه فرنگی تزیین کرد.
her lunch was a bowl of sautéed kale and white beans.
غذای نهار او یک کاسه از سبزیجات مشوی و لوبیا سفید بود.
i layered sautéed eggplant into the sandwich with cheese.
من مشوی گوجه فرنگی را در ساندویچ با پنیه لایه کردم.
the side dish featured sautéed asparagus with olive oil.
غذای جانبی با مشوی گیاه گردوی گوجه فرنگی و روغن زیتون تهیه شد.
sautéed onions
نعناع سرخ شده
sautéed mushrooms
کشمش سرخ شده
sautéed garlic
سیر سرخ شده
sautéed spinach
سبزیجات سرخ شده
sautéed vegetables
سبزیجات سرخ شده
sautéed chicken
مرغ سرخ شده
sautéed shrimp
ماهیگو سرخ شده
sautéed butter
پنیه سرخ شده
i served sautéed mushrooms with garlic and butter on toast.
من مشوی مغزهای گوجه فرنگی را با سیر و نایل را روی نان سرو کردم.
she topped the steak with sautéed onions and a pinch of salt.
او گوشت گوسفند را با مشوی پیاز و یک مقدار نمک پوشاند.
for dinner, we had sautéed spinach with lemon juice.
برای شام، ما سبزیجات مشوی را با عصاره لیمو خورده ایم.
he folded sautéed bell peppers into the omelet.
او مشوی گوجه فرنگی را در تخم مرغ پیچید.
the pasta came with sautéed garlic and chili flakes.
پاستا با مشوی سیر و گردوهای فلفل چیلی همراه بود.
i added sautéed shrimp to the fried rice for extra flavor.
من ماهی گوشتی مشوی را به برنج سرخ شده اضافه کردم تا طعم بیشتری داشته باشد.
they paired sautéed zucchini with grilled chicken.
آنها گوجه فرنگی مشوی را با گوشت مرغ گریل شده ترکیب کردند.
we made tacos with sautéed cabbage and fresh salsa.
ما تاکو ها را با کلم مشوی و سالسا تازه ساختیم.
the chef garnished the soup with sautéed leeks.
شکیف با مشوی گیاه گردوی گوجه فرنگی تزیین کرد.
her lunch was a bowl of sautéed kale and white beans.
غذای نهار او یک کاسه از سبزیجات مشوی و لوبیا سفید بود.
i layered sautéed eggplant into the sandwich with cheese.
من مشوی گوجه فرنگی را در ساندویچ با پنیه لایه کردم.
the side dish featured sautéed asparagus with olive oil.
غذای جانبی با مشوی گیاه گردوی گوجه فرنگی و روغن زیتون تهیه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید