bilateralisms

[ایالات متحده]/ˌbaɪˈlætərəlɪzəmz/
[بریتانیا]/ˌbaɪˈlætərəlɪzəmz/

ترجمه

n. روش یا اصل برقراری روابط بین دو کشور یا گروه به صورت بازگشتی؛ تقارن که در آن اطراف مقابل یک موجود زیستی در شکل و ساختار با یکدیگر مطابقت دارند؛ رابطه یا تعامل بین دو گونه زیستی متفاوت که هر فرد از آن تعامل بهره می‌برد.

عبارات و ترکیب‌ها

bilateralisms end

پایان دو طرفه‌گرایی

promote bilateralisms

تقویت دو طرفه‌گرایی

bilateralisms rise

افزایش دو طرفه‌گرایی

abandon bilateralisms

ترک دو طرفه‌گرایی

strengthen bilateralisms

تقویت دو طرفه‌گرایی

bilateralisms limit

محدود کردن دو طرفه‌گرایی

modernize bilateralisms

تحديث دو طرفه‌گرایی

bilateralisms growth

رشد دو طرفه‌گرایی

revive bilateralisms

بازگرداندن دو طرفه‌گرایی

bilateralisms collapse

سقوط دو طرفه‌گرایی

جملات نمونه

the two countries signed several bilateral trade agreements to boost economic growth.

دو کشور قراردادهای تجاری دو طرفه‌ای را برای افزایش رشد اقتصادی امضا کردند.

bilateral negotiations have resulted in improved diplomatic relations between the neighboring states.

تالش‌های دو طرفه منجر به بهبود روابط دیپلماتیک بین کشورهای همسایه شده است.

strengthening bilateral ties requires mutual respect and ongoing dialogue.

تقویت روابط دو طرفه نیاز به احترام متقابل و گفت‌وگوهای مداوم دارد.

the bilateral cooperation agreement covers technology transfer and research collaboration.

قرارداد همکاری دو طرفه شامل انتقال فناوری و همکاری در تحقیقات می‌شود.

bilateral partnerships in education have expanded rapidly over the past decade.

همکاری‌های دو طرفه در زمینه آموزش در دهه گذشته به سرعت گسترش یافته‌اند.

regional stability depends on effective bilateral security arrangements.

ثبات منطقه‌ای به نتیجه‌گیری‌های امنیتی مؤثر دو طرفه بستگی دارد.

bilateral cultural exchanges promote better understanding between the two nations.

تبادل فرهنگی دو طرفه به درک بهتر بین دو کشور کمک می‌کند.

the summit focused on strengthening bilateral economic relations and investment opportunities.

شورا روی تقویت روابط اقتصادی دو طرفه و فرصت‌های سرمایه‌گذاری تمرکز داشت.

bilateral agreements on environmental protection were signed during the international conference.

قراردادهای دو طرفه در زمینه حفاظت از محیط زیست در حین کنفرانس بین‌المللی امضا شدند.

many bilateralisms exist between these trading partners that benefit both economies.

بین این شرکای تجاری بسیاری از دو طرفه‌ها وجود دارد که به هر دو اقتصاد کمک می‌کنند.

the bilateral air services agreement has increased flights between the capital cities.

قرارداد خدمات هوایی دو طرفه باعث افزایش پروازها بین شهرهای پایتخت شده است.

bilateral tourism agreements have facilitated easier travel for citizens of both countries.

قراردادهای گردشگری دو طرفه سفرهای آسان‌تر برای شهروندان هر دو کشور را تسهیل کرده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید