bilgewaters rise
آبهای جانبیرون
the bilgewaters
آبهای جانبیرون
bilgewaters gathered
آبهای جانبیرون جمع شدند
bilgewaters stank
آبهای جانبیرون بوی نامطبوع داشتند
foul bilgewaters
آبهای جانبیرون نامطبوع
bilgewaters seeped
آبهای جانبیرون نشت کردند
dark bilgewaters
آبهای جانبیرون تاریک
bilgewaters pump
آبهای جانبیرون پمپآب
stagnant bilgewaters
آبهای جانبیرون متوقفشده
bilgewaters overflowed
آبهای جانبیرون فروریختند
the engineer inspected the bilgewaters for signs of oil contamination.
مهندس برای نشانههای آلودگی به روغن در آبهای بیلژ را بررسی کرد.
strict regulations govern the discharge of bilgewaters into the ocean.
قوانین سختگیرانهای بر دفع آبهای بیلژ به اقیانوس حکمفرما است.
large vessels are equipped with tanks to store dirty bilgewaters.
کشتیهای بزرگ با مخازنی برای نگهداری آبهای بیلژ کثیف تجهیز شدهاند.
the crew pumped the accumulated bilgewaters out of the hold.
تیم کشتی آبهای بیلژ تجمع یافته را از دریچه خارج کرد.
proper treatment of bilgewaters is essential for marine conservation.
درمان مناسب آبهای بیلژ برای حفظ زیستمحیطی دریا ضروری است.
older ships often leak toxic bilgewaters into coastal waters.
کشتیهای قدیمی معمولاً آبهای بیلژ سمی را به آبهای ساحلی نشت میدهند.
the shipping company was fined for dumping raw bilgewaters.
شرکت حمل و نقل به دلیل دفع آبهای بیلژ خام مورد جریمه قرار گرفت.
sensors monitor the level of bilgewaters in the engine room.
سنسورها سطح آبهای بیلژ در اتاق موتور را نظارت میکنند.
separating oil from bilgewaters requires specialized filtration systems.
جدا کردن روغن از آبهای بیلژ نیاز به سیستمهای فیلتراسیون ویژه دارد.
thick bilgewaters often contain a mixture of sludge and chemicals.
آبهای بیلژ چرب معمولاً مخلوطی از لجن و مواد شیمیایی دارند.
port authorities conduct regular checks on visiting ships' bilgewaters.
اقدامات بندری بررسیهای منظمی را روی آبهای بیلژ کشتیهای بازدید کننده انجام میدهند.
bilgewaters rise
آبهای جانبیرون
the bilgewaters
آبهای جانبیرون
bilgewaters gathered
آبهای جانبیرون جمع شدند
bilgewaters stank
آبهای جانبیرون بوی نامطبوع داشتند
foul bilgewaters
آبهای جانبیرون نامطبوع
bilgewaters seeped
آبهای جانبیرون نشت کردند
dark bilgewaters
آبهای جانبیرون تاریک
bilgewaters pump
آبهای جانبیرون پمپآب
stagnant bilgewaters
آبهای جانبیرون متوقفشده
bilgewaters overflowed
آبهای جانبیرون فروریختند
the engineer inspected the bilgewaters for signs of oil contamination.
مهندس برای نشانههای آلودگی به روغن در آبهای بیلژ را بررسی کرد.
strict regulations govern the discharge of bilgewaters into the ocean.
قوانین سختگیرانهای بر دفع آبهای بیلژ به اقیانوس حکمفرما است.
large vessels are equipped with tanks to store dirty bilgewaters.
کشتیهای بزرگ با مخازنی برای نگهداری آبهای بیلژ کثیف تجهیز شدهاند.
the crew pumped the accumulated bilgewaters out of the hold.
تیم کشتی آبهای بیلژ تجمع یافته را از دریچه خارج کرد.
proper treatment of bilgewaters is essential for marine conservation.
درمان مناسب آبهای بیلژ برای حفظ زیستمحیطی دریا ضروری است.
older ships often leak toxic bilgewaters into coastal waters.
کشتیهای قدیمی معمولاً آبهای بیلژ سمی را به آبهای ساحلی نشت میدهند.
the shipping company was fined for dumping raw bilgewaters.
شرکت حمل و نقل به دلیل دفع آبهای بیلژ خام مورد جریمه قرار گرفت.
sensors monitor the level of bilgewaters in the engine room.
سنسورها سطح آبهای بیلژ در اتاق موتور را نظارت میکنند.
separating oil from bilgewaters requires specialized filtration systems.
جدا کردن روغن از آبهای بیلژ نیاز به سیستمهای فیلتراسیون ویژه دارد.
thick bilgewaters often contain a mixture of sludge and chemicals.
آبهای بیلژ چرب معمولاً مخلوطی از لجن و مواد شیمیایی دارند.
port authorities conduct regular checks on visiting ships' bilgewaters.
اقدامات بندری بررسیهای منظمی را روی آبهای بیلژ کشتیهای بازدید کننده انجام میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید