bilked

[ایالات متحده]/bɪlkt/
[بریتانیا]/bilkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به فریب دادن یا تقلب کردن از کسی با فریب، به ویژه با دادن وعده‌های دروغین.

عبارات و ترکیب‌ها

avoid being bilked

از فریب خوردن اجتناب کنید

جملات نمونه

the con artist bilked the elderly couple out of their life savings.

هنرمند فریبکار زوج مسن را از پس‌انداز زندگی‌شان کلاهبرداری کرد.

many investors were bilked by the fraudulent scheme.

بسیاری از سرمایه‌گذاران توسط طرح کلاهبرداری فریب خوردند.

she felt bilked after paying for a service that was never delivered.

او پس از پرداخت هزینه خدماتی که تحویل داده نشد، احساس فریب خوردن کرد.

the scam artist bilked thousands from unsuspecting victims.

هنرمند فریبکار هزاران نفر را از قربانیان بی‌احتیاط کلاهبرداری کرد.

he was bilked out of his money by a fake lottery.

او توسط یک لاتاری جعلی از پولش کلاهبرداری شد.

the online scam bilked people worldwide.

کلاهبرداری آنلاین مردم را در سراسر جهان فریب داد.

she realized she had been bilked when the promised goods never arrived.

او متوجه شد که فریب خورده است وقتی کالاهای وعده داده شده تحویل داده نشد.

they bilked investors by promising unrealistic returns.

آنها با وعده بازده‌های غیرواقعی، سرمایه‌گذاران را فریب دادند.

the company bilked customers with hidden fees.

شرکت با هزینه‌های پنهان، مشتریان را فریب داد.

after being bilked, he became more cautious with his money.

پس از فریب خوردن، او در مورد پول خود محتاط‌تر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید