billy-goat

[ایالات متحده]/ˈbɪliɡəʊt/
[بریتانیا]/ˈbɪliɡoʊt/

ترجمه

n. یک بز نر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

billy-goat beard

رشد ریش بز

billy-goat tough

سخت مانند بز

like a billy-goat

مانند یک بز

billy-goat agility

چابکی بز

chasing billy-goats

تعقیب بزها

stubborn billy-goat

بز سرسخت

a billy-goat

یک بز

billy-goated him

او را مانند یک بز کرد

billy-goat antics

رفتارهای بامزه بز

angry billy-goat

بز عصبانی

جملات نمونه

the billy-goat stubbornly refused to move from the path.

بز کوهی سرسختانه از حرکت دادن خود از مسیر امتناع کرد.

we saw a billy-goat grazing peacefully in the meadow.

ما یک بز کوهی را در حال چرا کردن آرام در چمنزار دیدیم.

the billy-goat’s horns were impressively long and curved.

شاخ‌های بز کوهی به طرز چشمگیری بلند و منحنی بودند.

a billy-goat challenged the dog with a defiant stare.

یک بز کوهی با نگاهی مصمم سگ را به چالش کشید.

the farmer led the billy-goat to fresh pasture.

کشاورز بز کوهی را به مراتع تازه هدایت کرد.

the billy-goat leaped over the fence with surprising agility.

بز کوهی با چابکی غیرمنتظره از روی حصار پرید.

my uncle keeps a billy-goat as a pet on his farm.

عموی من یک بز کوهی را به عنوان حیوان خانگی در مزرعه خود نگه می‌دارد.

the billy-goat butted against the gate, trying to escape.

بز کوهی به دروازه کوبید و سعی کرد فرار کند.

we watched the billy-goat climb the rocky hillside.

ما تماشا کردیم که بز کوهی از دامنه صخره‌ای بالا می‌رود.

the billy-goat’s beard gave it a wise and weathered look.

ریش بز کوهی به آن ظاهری خردمندانه و فرسوده می‌داد.

a young billy-goat followed his mother closely.

یک بز کوهی جوان مادرش را از نزدیک دنبال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید