billy-goat beard
رشد ریش بز
billy-goat tough
سخت مانند بز
like a billy-goat
مانند یک بز
billy-goat agility
چابکی بز
chasing billy-goats
تعقیب بزها
stubborn billy-goat
بز سرسخت
a billy-goat
یک بز
billy-goated him
او را مانند یک بز کرد
billy-goat antics
رفتارهای بامزه بز
angry billy-goat
بز عصبانی
the billy-goat stubbornly refused to move from the path.
بز کوهی سرسختانه از حرکت دادن خود از مسیر امتناع کرد.
we saw a billy-goat grazing peacefully in the meadow.
ما یک بز کوهی را در حال چرا کردن آرام در چمنزار دیدیم.
the billy-goat’s horns were impressively long and curved.
شاخهای بز کوهی به طرز چشمگیری بلند و منحنی بودند.
a billy-goat challenged the dog with a defiant stare.
یک بز کوهی با نگاهی مصمم سگ را به چالش کشید.
the farmer led the billy-goat to fresh pasture.
کشاورز بز کوهی را به مراتع تازه هدایت کرد.
the billy-goat leaped over the fence with surprising agility.
بز کوهی با چابکی غیرمنتظره از روی حصار پرید.
my uncle keeps a billy-goat as a pet on his farm.
عموی من یک بز کوهی را به عنوان حیوان خانگی در مزرعه خود نگه میدارد.
the billy-goat butted against the gate, trying to escape.
بز کوهی به دروازه کوبید و سعی کرد فرار کند.
we watched the billy-goat climb the rocky hillside.
ما تماشا کردیم که بز کوهی از دامنه صخرهای بالا میرود.
the billy-goat’s beard gave it a wise and weathered look.
ریش بز کوهی به آن ظاهری خردمندانه و فرسوده میداد.
a young billy-goat followed his mother closely.
یک بز کوهی جوان مادرش را از نزدیک دنبال کرد.
billy-goat beard
رشد ریش بز
billy-goat tough
سخت مانند بز
like a billy-goat
مانند یک بز
billy-goat agility
چابکی بز
chasing billy-goats
تعقیب بزها
stubborn billy-goat
بز سرسخت
a billy-goat
یک بز
billy-goated him
او را مانند یک بز کرد
billy-goat antics
رفتارهای بامزه بز
angry billy-goat
بز عصبانی
the billy-goat stubbornly refused to move from the path.
بز کوهی سرسختانه از حرکت دادن خود از مسیر امتناع کرد.
we saw a billy-goat grazing peacefully in the meadow.
ما یک بز کوهی را در حال چرا کردن آرام در چمنزار دیدیم.
the billy-goat’s horns were impressively long and curved.
شاخهای بز کوهی به طرز چشمگیری بلند و منحنی بودند.
a billy-goat challenged the dog with a defiant stare.
یک بز کوهی با نگاهی مصمم سگ را به چالش کشید.
the farmer led the billy-goat to fresh pasture.
کشاورز بز کوهی را به مراتع تازه هدایت کرد.
the billy-goat leaped over the fence with surprising agility.
بز کوهی با چابکی غیرمنتظره از روی حصار پرید.
my uncle keeps a billy-goat as a pet on his farm.
عموی من یک بز کوهی را به عنوان حیوان خانگی در مزرعه خود نگه میدارد.
the billy-goat butted against the gate, trying to escape.
بز کوهی به دروازه کوبید و سعی کرد فرار کند.
we watched the billy-goat climb the rocky hillside.
ما تماشا کردیم که بز کوهی از دامنه صخرهای بالا میرود.
the billy-goat’s beard gave it a wise and weathered look.
ریش بز کوهی به آن ظاهری خردمندانه و فرسوده میداد.
a young billy-goat followed his mother closely.
یک بز کوهی جوان مادرش را از نزدیک دنبال کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید