billystick

[ایالات متحده]/ˈbɪl.stɪk/
[بریتانیا]/ˈbɪl.stɪk/

ترجمه

n. باتونی که توسط افسران پلیس برای کنترل جمعیت یا سرکوب مظنونین حمل می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

billystick diplomacy

دیپلماسی چوب‌دستی

a billystick approach

رویکرد چوب‌دستی

billystick tactics

تاکتیک‌های چوب‌دستی

billystick intimidation

تهدید با چوب‌دستی

جملات نمونه

he used a billystick to guide the sheep.

او از یک چوبک برای هدایت گوسفندان استفاده کرد.

the billystick is essential for herding cattle.

چوبک برای رمه‌دار کردن گاوها ضروری است.

she carried a billystick while walking through the forest.

او در حالی که از میان جنگل عبور می‌کرد، یک چوبک حمل می‌کرد.

using a billystick helps maintain control over the animals.

استفاده از چوبک به حفظ کنترل بر روی حیوانات کمک می کند.

he crafted a billystick from sturdy wood.

او یک چوبک از چوب محکم ساخت.

the billystick was painted bright colors for visibility.

چوبک به رنگ‌های روشن برای دیده‌شدن رنگ‌آمیزی شده بود.

during the hike, he found a perfect billystick.

در طول پیاده‌روی، او یک چوبک عالی پیدا کرد.

she learned how to use a billystick effectively.

او یاد گرفت که چگونه از چوبک به طور موثر استفاده کند.

the billystick is often used by shepherds.

چوبک اغلب توسط چوپانان استفاده می شود.

he leaned on his billystick while resting.

او در حالی که استراحت می کرد، به چوبک خود تکیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید