biometry

[ایالات متحده]/baɪˈɒm.ə.tri/
[بریتانیا]/baiˈɑːm.ə.tri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اندازه‌گیری موجودات زنده، به‌ویژه برای تعیین سن یا اندازه آن‌ها؛ بیومتریک؛ آمار زیستی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fingerprint biometry

بیومتریک اثر انگشت

iris biometry

بیومتریک عنبیه

facial biometry

بیومتریک چهره

advanced biometry applications

کاربردهای پیشرفته بیومتریک

reliable biometry solutions

راه حل های بیومتریک قابل اعتماد

جملات نمونه

biometry is becoming increasingly important in security systems.

زیست‌سنجی به طور فزاینده‌ای در سیستم‌های امنیتی اهمیت پیدا می‌کند.

many smartphones now use biometry for user authentication.

بسیاری از تلفن‌های هوشمند اکنون از زیست‌سنجی برای احراز هویت کاربر استفاده می‌کنند.

biometry can enhance the accuracy of identity verification.

زیست‌سنجی می‌تواند دقت تأیید هویت را افزایش دهد.

researchers are exploring new biometry methods for health monitoring.

محققان در حال بررسی روش‌های جدید زیست‌سنجی برای پایش سلامت هستند.

biometry includes techniques like fingerprint and facial recognition.

زیست‌سنجی شامل تکنیک‌هایی مانند اثر انگشت و تشخیص چهره است.

companies are investing in biometry to improve customer experience.

شرکت‌ها در حال سرمایه‌گذاری در زیست‌سنجی برای بهبود تجربه مشتری هستند.

privacy concerns are often raised regarding the use of biometry.

نگرانی‌های مربوط به حریم خصوصی اغلب در مورد استفاده از زیست‌سنجی مطرح می‌شوند.

biometry can help prevent fraud in financial transactions.

زیست‌سنجی می‌تواند به جلوگیری از تقلب در تراکنش‌های مالی کمک کند.

governments are implementing biometry for border control.

دولت‌ها در حال اجرای زیست‌سنجی برای کنترل مرزی هستند.

training in biometry is essential for professionals in security fields.

آموزش در زمینه زیست‌سنجی برای متخصصان در زمینه امنیت ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید