mere guesswork
حدس و گمان
She relied on guesswork to solve the puzzle.
او برای حل معما به حدس و گمان متکی بود.
The success of the project was based on pure guesswork.
موفقیت پروژه بر اساس حدس و گمان محض بود.
Without proper data, it's all just guesswork.
بدون دادههای مناسب، همه چیز فقط حدس و گمان است.
His conclusions were drawn from sheer guesswork.
نتیجهگیریهای او از حدس و گمان محض به دست آمد.
The plan was made with a lot of guesswork involved.
طرح با در نظر گرفتن حدس و گمان زیادی تهیه شد.
We can't rely on guesswork when making important decisions.
ما نمیتوانیم در هنگام اتخاذ تصمیمات مهم به حدس و گمان متکی باشیم.
Their predictions were based on pure guesswork.
پیشبینیهای آنها بر اساس حدس و گمان محض بود.
Guesswork is not a reliable method for problem-solving.
حدس و گمان روش قابل اعتمادی برای حل مسئله نیست.
The results were achieved through a combination of hard work and guesswork.
نتایج از طریق ترکیبی از تلاش سخت و حدس و گمان به دست آمد.
Don't make decisions based on guesswork alone.
تصمیماتی بر اساس حدس و گمان نگیرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید