guesswork

[ایالات متحده]/'geswɜːk/
[بریتانیا]/'ɡɛswɝk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل حدس زدن یا گمانه زنی.

عبارات و ترکیب‌ها

mere guesswork

حدس و گمان

جملات نمونه

She relied on guesswork to solve the puzzle.

او برای حل معما به حدس و گمان متکی بود.

The success of the project was based on pure guesswork.

موفقیت پروژه بر اساس حدس و گمان محض بود.

Without proper data, it's all just guesswork.

بدون داده‌های مناسب، همه چیز فقط حدس و گمان است.

His conclusions were drawn from sheer guesswork.

نتیجه‌گیری‌های او از حدس و گمان محض به دست آمد.

The plan was made with a lot of guesswork involved.

طرح با در نظر گرفتن حدس و گمان زیادی تهیه شد.

We can't rely on guesswork when making important decisions.

ما نمی‌توانیم در هنگام اتخاذ تصمیمات مهم به حدس و گمان متکی باشیم.

Their predictions were based on pure guesswork.

پیش‌بینی‌های آن‌ها بر اساس حدس و گمان محض بود.

Guesswork is not a reliable method for problem-solving.

حدس و گمان روش قابل اعتمادی برای حل مسئله نیست.

The results were achieved through a combination of hard work and guesswork.

نتایج از طریق ترکیبی از تلاش سخت و حدس و گمان به دست آمد.

Don't make decisions based on guesswork alone.

تصمیماتی بر اساس حدس و گمان نگیرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید