birching

[ایالات متحده]/ˈbɜːrʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɝːʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شلاق زدن به کسی با شاخه‌های برزک به عنوان مجازات
v. شلاق زدن به کسی با شاخه‌های برزک به عنوان مجازات

عبارات و ترکیب‌ها

receive a birching

دریافت تنبیه با شلاق

birching as punishment

تنبیه با شلاق به عنوان مجازات

birching tradition

رسوم شلاق زدن

birching in schools

تنبیه با شلاق در مدارس

جملات نمونه

the school decided to implement birching as a form of discipline.

مدرسه تصمیم گرفت تنبیه با شلاق را به عنوان یک شکل از تنبیه اجرا کند.

many people oppose birching due to its harsh nature.

بسیاری از مردم به دلیل طبیعت خشن آن با تنبیه با شلاق مخالفند.

birching was once a common punishment in british schools.

تنبیه با شلاق زمانی یک مجازات رایج در مدارس بریتانیایی بود.

he recalled the days when birching was a regular occurrence.

او روزهایی را به خاطر داشت که تنبیه با شلاق یک اتفاق رایج بود.

some argue that birching teaches respect for authority.

برخی استدلال می کنند که تنبیه با شلاق احترام به اقتدار را آموزش می دهد.

birching has been banned in many countries for being inhumane.

تنبیه با شلاق به دلیل غیرانسانی بودن در بسیاری از کشورها ممنوع شده است.

he felt that birching was an outdated method of punishment.

او احساس می کرد که تنبیه با شلاق یک روش قدیمی مجازات است.

birching may lead to long-term psychological effects on students.

تنبیه با شلاق ممکن است منجر به اثرات طولانی مدت روانی بر دانش آموزان شود.

historically, birching was used to maintain discipline in schools.

در طول تاریخ، تنبیه با شلاق برای حفظ نظم در مدارس استفاده می شد.

there is a growing movement against practices like birching.

جنبشی رو به رشد علیه اقداماتی مانند تنبیه با شلاق وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید