scourging

[ایالات متحده]/ˈskaʊdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskaʊrdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل شلاق زدن یا مجازات کردن؛ تحمیل رنج یا ظلم شدید

عبارات و ترکیب‌ها

scourging pain

درد طاقت‌فرسا

scourging winds

بادهای تند و خشن

scourging heat

گرماي سوزاننده

scourging criticism

انتقاد تند

scourging flames

شعله‌های سوزان

scourging remarks

اظهارات تند

scourging truth

حقیقت تلخ

scourging doubts

شک و تردیدهای طاقت‌فرسا

scourging reality

واقعیت تلخ

scourging losses

خسارات طاقت‌فرسا

جملات نمونه

he spoke about the scourging effects of poverty.

او در مورد اثرات مخرب فقر صحبت کرد.

the scourging winds made it difficult to walk.

بادهای شدید راه رفتن را دشوار می‌کرد.

she felt the scourging pain of loss.

او درد شدید از دست دادن را احساس کرد.

the novel depicts the scourging realities of war.

رمان واقعیت‌های وحشتناک جنگ را به تصویر می‌کشد.

he endured the scourging criticism from his peers.

او انتقادات شدید از همسالان خود را تحمل کرد.

the scourging heat of the desert was unbearable.

گرماي شدید صحرا طاقت‌فرسا بود.

they spoke of the scourging consequences of climate change.

آنها در مورد عواقب وخیم تغییرات آب و هوایی صحبت کردند.

she wrote about the scourging truths of life.

او در مورد حقایق تلخ زندگی نوشت.

the scourging waves crashed against the shore.

امواج خروشان به ساحل برخورد کردند.

he often reflected on the scourging lessons learned from failure.

او اغلب به درس‌های دردناک آموخته شده از شکست فکر می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید