flogging

[ایالات متحده]/'flɔɡiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجازات ضرب یا شلاق زدن با شلاق

جملات نمونه

flogging a new book.

معرفی یک کتاب جدید

he made a fortune flogging beads to hippies.

او با فروش مهره به هیپی‌ها ثروت زیادی به دست آورد.

I was pleasantly warm flogging up to the bottom of the crag.

من به طور دلپذیر گرم بودم و تا پایین صخره بالا رفتم.

Would you sanction flogging as a punishment for crimes of violence?

آیا شما شلاق زدن را به عنوان مجازات برای جرایم خشونت آمیز تأیید می کنید؟

rather than flogging one idea to death , they should be a light-hearted pop group.

به جای اینکه یک ایده را تا مرگی به پیش ببرند، آنها باید یک گروه پاپ سبک و سرگرم کننده باشند.

Pam’s flogging a dead horse trying to organize the theatre trip. It’s quite obvious that nobody’s interested.

پام در حال تلاش برای سازماندهی سفر تئاتر است، اما تلاش او برای احیای موضوعی که دیگر جذاب نیست، بی فایده است. بدیهی است که هیچ کس علاقه مند نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید