birdlife

[ایالات متحده]/'bə:d,laif/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازمان بین‌المللی متعهد به حفاظت و مطالعه گونه‌های پرندگان.

جملات نمونه

The national park is a haven for birdlife enthusiasts.

پارک ملی زیستگاه امنی برای علاقه‌مندان به پرندگان است.

Conservation efforts are crucial for protecting birdlife.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از پرندگان بسیار مهم هستند.

Birdlife diversity in the region attracts many tourists.

تنوع زیستی پرندگان در این منطقه بسیاری از گردشگران را جذب می‌کند.

Binoculars are essential for birdlife watching.

دوربین دوچشمی برای تماشای پرندگان ضروری است.

The sanctuary provides a safe habitat for birdlife.

این پناهگاه زیستگاه امنی برای پرندگان فراهم می‌کند.

Birdlife photography requires patience and skill.

عکاسی از پرندگان نیاز به صبر و مهارت دارد.

The migration patterns of birdlife are fascinating to study.

الگوهای مهاجرت پرندگان برای مطالعه بسیار جذاب هستند.

Birdlife conservation organizations work tirelessly to protect species.

سازمان‌های حفاظت از پرندگان بی‌وقفه برای محافظت از گونه‌ها تلاش می‌کنند.

The wetlands are teeming with birdlife during the breeding season.

مناطق ساحلی در طول فصل تولید مثل مملو از پرندگان هستند.

Birdlife surveys help researchers understand population trends.

بررسی‌های پرندگان به محققان کمک می‌کند تا روند جمعیت را درک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید