singing birdy
مرغی آوازخوان
colorful birdy
مرغی رنگارنگ
flying birdy
مرغی پرنده
chirping birdy
مرغی چيوستا
beautiful birdy
مرغی زیبا
wild birdy
مرغی وحشی
The birdy chirped happily in the morning.
پرنده صبح زود با خوشحالی جیک جیک کرد.
She has a birdy friend who visits her every day.
او یک دوست پرنده دارد که هر روز از او دیدار می کند.
The birdy perched on the tree branch gracefully.
پرنده به طور ظریف روی شاخه درخت نشست.
I love watching birdy behavior in the park.
من عاشق تماشای رفتار پرنده در پارک هستم.
The birdy flew away swiftly when it sensed danger.
وقتی خطر را حس کرد، پرنده به سرعت پرواز کرد.
The birdy's nest was carefully built with twigs and leaves.
لانه پرنده با دقت از شاخه ها و برگ ها ساخته شده بود.
She spotted a colorful birdy in the garden.
او یک پرنده رنگارنگ را در باغ دید.
The birdy pecked at the crumbs on the ground.
پرنده به خرده های روی زمین نوک زد.
I heard the birdy's melodic song from afar.
من صدای دلنشین پرنده را از دور شنیدم.
The children enjoyed feeding the birdy in the park.
کودکان از غذا دادن به پرنده در پارک لذت بردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید