nativity

[ایالات متحده]/nə'tɪvɪtɪ/
[بریتانیا]/nə'tɪvəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تولد مسیح، به ویژه به عنوان یادبود در کریسمس.

عبارات و ترکیب‌ها

Christmas nativity set

مجموعه غبار کریسمس

جملات نمونه

Who played Mary in the nativity play?

چه کسی نقش مری را در نمایش شب کریسمس بازی کرد؟

The children always perform a nativity play every Christmas.

کودکان همیشه در هر کریسمس یک نمایش شب کریسمس اجرا می‌کنند.

celebrate the nativity of Jesus

تولد عیسی را جشن بگیرید

the nativity scene at the church

صحنه تولد در کلیسا

a nativity play for Christmas

نمایش شب کریسمس

the nativity of a new idea

تولد یک ایده جدید

the nativity of a baby

تولد یک نوزاد

depict the nativity story

داستان تولد را به تصویر بکشید

a nativity set for the holiday season

یک مجموعه تولد برای فصل تعطیلات

the nativity of a new business

تولد یک کسب و کار جدید

attend a nativity service at church

در کلیسا در یک مراسم تولد شرکت کنید

the nativity of a nation

تولد یک ملت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید