bisector

[ایالات متحده]/baɪˈsɛktə(r)/
[بریتانیا]/baiˈsek tər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خط یا پرتوئی که یک زاویه، قطعه خط، یا شکل را به دو بخش مساوی تقسیم می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

angle bisector theorem

قضیه نصف‌الزاویه

جملات نمونه

the angle bisector divides the angle into two equal parts.

نیم‌ساز زاویه زاویه را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند.

in geometry, the bisector is crucial for constructing perpendicular lines.

در هندسه، نیم‌ساز برای ساخت خطوط عمود بر هم بسیار مهم است.

the bisector theorem helps in finding distances in triangles.

قضیه نیم‌ساز به یافتن فواصل در مثلث‌ها کمک می‌کند.

to find the bisector, use a compass and straightedge.

برای یافتن نیم‌ساز، از پرگار و خط‌کش استفاده کنید.

the internal bisector of a triangle meets at the incenter.

نیم‌ساز داخلی یک مثلث در مرکز دایره محاطی متلاقی می‌شود.

constructing a bisector requires precise measurements.

ساختن یک نیم‌ساز نیاز به اندازه‌گیری دقیق دارد.

the angle bisector can also be used in real-life applications.

نیم‌ساز زاویه را می‌توان در کاربردهای زندگی واقعی نیز استفاده کرد.

each bisector in a polygon has unique properties.

هر نیم‌ساز در یک چندضلعی دارای خواص منحصر به فردی است.

the concept of a bisector is fundamental in trigonometry.

مفهوم نیم‌ساز در مثلثات اساسی است.

using the bisector can simplify complex geometric problems.

استفاده از نیم‌ساز می‌تواند مسائل هندسی پیچیده را ساده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید