her constant bitchinesses made it hard to work with her.
رفتار زننده و بی ادبانه او باعث شده بود که با او کار کردن دشوار باشد.
we need to address the underlying bitchinesses in the team.
ما باید رفتار زننده و بی ادبانه پنهان در تیم را مورد رسیدگی قرار دهیم.
his bitchinesses often overshadow his good qualities.
رفتار زننده و بی ادبانه او اغلب ویژگی های خوبش را تحت الشعاع قرار می دهد.
she tried to hide her bitchinesses behind a friendly smile.
او سعی کرد رفتار زننده و بی ادبانه خود را پشت یک لبخند دوستانه پنهان کند.
despite her bitchinesses, she has a loyal group of friends.
با وجود رفتار زننده و بی ادبانه اش، او گروهی از دوستان وفادار دارد.
his bitchinesses were a topic of conversation at the office.
رفتار زننده و بی ادبانه او موضوع صحبت در دفتر بود.
we all have our bitchinesses, but we try to keep them in check.
همه ما رفتار زننده و بی ادبانه داریم، اما سعی می کنیم آنها را کنترل کنیم.
her bitchinesses often lead to misunderstandings.
رفتار زننده و بی ادبانه او اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.
addressing her bitchinesses helped improve team dynamics.
رسیدگی به رفتار زننده و بی ادبانه او به بهبود پویایی گروه کمک کرد.
he was known for his bitchinesses during stressful times.
او به خاطر رفتار زننده و بی ادبانه اش در زمان های استرس زا شناخته می شد.
her constant bitchinesses made it hard to work with her.
رفتار زننده و بی ادبانه او باعث شده بود که با او کار کردن دشوار باشد.
we need to address the underlying bitchinesses in the team.
ما باید رفتار زننده و بی ادبانه پنهان در تیم را مورد رسیدگی قرار دهیم.
his bitchinesses often overshadow his good qualities.
رفتار زننده و بی ادبانه او اغلب ویژگی های خوبش را تحت الشعاع قرار می دهد.
she tried to hide her bitchinesses behind a friendly smile.
او سعی کرد رفتار زننده و بی ادبانه خود را پشت یک لبخند دوستانه پنهان کند.
despite her bitchinesses, she has a loyal group of friends.
با وجود رفتار زننده و بی ادبانه اش، او گروهی از دوستان وفادار دارد.
his bitchinesses were a topic of conversation at the office.
رفتار زننده و بی ادبانه او موضوع صحبت در دفتر بود.
we all have our bitchinesses, but we try to keep them in check.
همه ما رفتار زننده و بی ادبانه داریم، اما سعی می کنیم آنها را کنترل کنیم.
her bitchinesses often lead to misunderstandings.
رفتار زننده و بی ادبانه او اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.
addressing her bitchinesses helped improve team dynamics.
رسیدگی به رفتار زننده و بی ادبانه او به بهبود پویایی گروه کمک کرد.
he was known for his bitchinesses during stressful times.
او به خاطر رفتار زننده و بی ادبانه اش در زمان های استرس زا شناخته می شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید