bitmap

[ایالات متحده]/ˈbɪtˌmæp/
[بریتانیا]/'bɪtmæp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آرایه پیکسل مستطیلی که در نمایش گرافیکی تصاویر استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bitmap image

تصویر بیتی‌مپ

جملات نمونه

For example, Digital's Lectrice file format included a pre-rendered bitmap representation of each page to allow for quick page turns, a prerequisite for the thumbing navigation metaphor.

به عنوان مثال، فرمت فایل Lectrice شرکت Digital شامل یک نمایش پیش‌نمایش شده‌ی بیتی‌مپ از هر صفحه بود تا امکان ورق زدن سریع صفحات فراهم شود، که پیش‌شرطی برای استعاره‌ی پیمایش با انگشت بود.

The bitmap image was high resolution.

تصویر بیتی‌مپ با وضوح بالا بود.

She converted the image into a bitmap format.

او تصویر را به فرمت بیتی‌مپ تبدیل کرد.

The software supports various bitmap editing tools.

نرم‌افزار از ابزارهای مختلف ویرایش بیتی‌مپ پشتیبانی می‌کند.

He created a bitmap of the logo for the website.

او یک بیتی‌مپ از لوگوی وب‌سایت ایجاد کرد.

The bitmap file size was too large to upload.

اندازه فایل بیتی‌مپ برای بارگذاری بیش از حد بزرگ بود.

The graphic designer used a bitmap for the background.

طراح گرافیک از یک بیتی‌مپ برای پس‌زمینه استفاده کرد.

The bitmap image appeared pixelated on the screen.

تصویر بیتی‌مپ روی صفحه نمایش پیکسلی به نظر می‌رسید.

The bitmap image was saved in black and white.

تصویر بیتی‌مپ به صورت سیاه و سفید ذخیره شد.

He adjusted the color depth of the bitmap image.

او عمق رنگ تصویر بیتی‌مپ را تنظیم کرد.

The bitmap graphic was printed on the brochure.

گرافیک بیتی‌مپ روی بروشور چاپ شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید