bivouackings

[ایالات متحده]/baɪˈvuːkɪŋz/
[بریتانیا]/baiˈvɑːkɪŋz/

ترجمه

n. عمل کمپینگ در فضای باز، معمولاً در یک پناهگاه موقت.
v. در فضای باز کمپ زدن، معمولاً بدون پناهگاه مناسب.

جملات نمونه

the soldiers set up their bivouackings near the river.

سربازان اردوگاه‌های خود را در نزدیکی رودخانه برپا کردند.

during the hike, we found several bivouackings along the trail.

در طول پیاده‌روی، چندین اردوگاه را در طول مسیر پیدا کردیم.

proper planning is essential for successful bivouackings.

برنامه‌ریزی مناسب برای اردوگاه‌های موفق ضروری است.

they shared stories around the fire at their bivouackings.

آنها دور آتش در اردوگاه‌های خود داستان‌هایی را با هم به اشتراک گذاشتند.

we need to gather supplies for our upcoming bivouackings.

ما باید برای اردوگاه‌های آینده خود لوازم مورد نیاز را جمع آوری کنیم.

the bivouackings were strategically placed for defense.

اردوگاه‌ها به طور استراتژیک برای دفاع قرار داده شده بودند.

after a long day, they finally reached their bivouackings.

بعد از یک روز طولانی، آنها بالاخره به اردوگاه‌های خود رسیدند.

he documented his bivouackings in a detailed journal.

او اردوگاه‌های خود را در یک دفترچه جزئیات ثبت کرد.

the weather conditions made their bivouackings challenging.

شرایط آب و هوایی اردوگاه‌های آنها را چالش برانگیز کرد.

they enjoyed the tranquility of their bivouackings under the stars.

آنها از آرامش اردوگاه‌های خود زیر ستارگان لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید