blabbing about secrets
صحبت کردن درباره رازها
stop your blabbing
حرف زدنات را متوقف کن
blabbing nonsense
حرف زدن های پوچ
he's a blabbermouth
او زیادی حرف میزند
she was blabbing about her vacation plans.
او در مورد برنامههای تعطیلاتش صحبتهای بیمورد میکرد.
stop blabbing and get to the point.
حرفهای بیمورد را متوقف کنید و به اصل مطلب بروید.
he kept blabbing secrets that he shouldn't have shared.
او رازهایی را که نباید به اشتراک میگذاشت، به طور مداوم فاش میکرد.
the kids were blabbing about their favorite cartoons.
بچهها در مورد کارتونهای مورد علاقه خود صحبتهای بیمورد میکردند.
she loves blabbing on the phone for hours.
او عاشق صحبت کردن بیمورد در تلفن به مدت ساعتهاست.
he was blabbing to anyone who would listen.
او با هر کسی که گوش میکرد، صحبتهای بیمورد میکرد.
blabbing about your problems can sometimes help.
صحبت کردن بیمورد در مورد مشکلاتتان گاهی اوقات میتواند کمک کند.
the reporter was blabbing about the latest news.
گزارشگر در مورد آخرین اخبار صحبتهای بیمورد میکرد.
my friend is always blabbing about her achievements.
دوست من همیشه در مورد دستاوردهای خود صحبتهای بیمورد میکند.
he got in trouble for blabbing during the meeting.
او به دلیل صحبت کردن بیمورد در طول جلسه دچار مشکل شد.
blabbing about secrets
صحبت کردن درباره رازها
stop your blabbing
حرف زدنات را متوقف کن
blabbing nonsense
حرف زدن های پوچ
he's a blabbermouth
او زیادی حرف میزند
she was blabbing about her vacation plans.
او در مورد برنامههای تعطیلاتش صحبتهای بیمورد میکرد.
stop blabbing and get to the point.
حرفهای بیمورد را متوقف کنید و به اصل مطلب بروید.
he kept blabbing secrets that he shouldn't have shared.
او رازهایی را که نباید به اشتراک میگذاشت، به طور مداوم فاش میکرد.
the kids were blabbing about their favorite cartoons.
بچهها در مورد کارتونهای مورد علاقه خود صحبتهای بیمورد میکردند.
she loves blabbing on the phone for hours.
او عاشق صحبت کردن بیمورد در تلفن به مدت ساعتهاست.
he was blabbing to anyone who would listen.
او با هر کسی که گوش میکرد، صحبتهای بیمورد میکرد.
blabbing about your problems can sometimes help.
صحبت کردن بیمورد در مورد مشکلاتتان گاهی اوقات میتواند کمک کند.
the reporter was blabbing about the latest news.
گزارشگر در مورد آخرین اخبار صحبتهای بیمورد میکرد.
my friend is always blabbing about her achievements.
دوست من همیشه در مورد دستاوردهای خود صحبتهای بیمورد میکند.
he got in trouble for blabbing during the meeting.
او به دلیل صحبت کردن بیمورد در طول جلسه دچار مشکل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید