blabs about everything
در مورد همه چیز صحبت میکند
she always blabs about her personal life.
او همیشه در مورد زندگی شخصی خود صحبت میکند.
he blabs secrets he shouldn't share.
او رازهایی را که نباید به اشتراک بگذارد، فاش میکند.
don't blab to anyone about our plans.
در مورد برنامههای ما با کسی صحبت نکنید.
she blabs on and on during meetings.
او در طول جلسات بی وقفه صحبت میکند.
he blabs about his achievements too much.
او بیش از حد در مورد دستاوردهای خود صحبت میکند.
my friend blabs whenever she gets nervous.
دوست من هر وقت عصبی میشود، صحبت میکند.
stop blabbing and get to the point.
حرف زدن را متوقف کنید و به اصل مطلب بروید.
he blabs about everything he hears.
او در مورد همه چیزهایی که میشنود، صحبت میکند.
she tends to blab when she's excited.
وقتی هیجان دارد، او معمولاً صحبت میکند.
don't blab about your promotion at work.
در مورد ارتقای شغلی خود صحبت نکنید.
blabs about everything
در مورد همه چیز صحبت میکند
she always blabs about her personal life.
او همیشه در مورد زندگی شخصی خود صحبت میکند.
he blabs secrets he shouldn't share.
او رازهایی را که نباید به اشتراک بگذارد، فاش میکند.
don't blab to anyone about our plans.
در مورد برنامههای ما با کسی صحبت نکنید.
she blabs on and on during meetings.
او در طول جلسات بی وقفه صحبت میکند.
he blabs about his achievements too much.
او بیش از حد در مورد دستاوردهای خود صحبت میکند.
my friend blabs whenever she gets nervous.
دوست من هر وقت عصبی میشود، صحبت میکند.
stop blabbing and get to the point.
حرف زدن را متوقف کنید و به اصل مطلب بروید.
he blabs about everything he hears.
او در مورد همه چیزهایی که میشنود، صحبت میکند.
she tends to blab when she's excited.
وقتی هیجان دارد، او معمولاً صحبت میکند.
don't blab about your promotion at work.
در مورد ارتقای شغلی خود صحبت نکنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید