blackhearts

[ایالات متحده]/blækˈhɑːrts/
[بریتانیا]/blækˈhɑːrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که بی‌رحم یا نادرست هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

blackhearted act

عمل سنگدلانه

a blackheart killer

قاتل سنگدل

جملات نمونه

some people have blackhearts and only think of themselves.

بعضی از افراد دل‌های سیاه دارند و فقط به خودشان فکر می‌کنند.

he was known for his blackhearts, always scheming against others.

او به خاطر دل‌های سیاهش معروف بود، همیشه علیه دیگران نقش می‌کشید.

blackhearts often betray their friends for personal gain.

دل‌های سیاه اغلب برای به دست آوردن منافع شخصی دوستان خود را فریب می‌دهند.

she warned me about the blackhearts lurking in the shadows.

او به من درباره دل‌های سیاهی که در سایه‌ها کمین کرده‌اند هشدار داد.

in a world full of blackhearts, trust is hard to find.

در دنیایی پر از دل‌های سیاه، اعتماد کردن سخت است.

his blackhearts led him to make many enemies.

دل‌های سیاه او را به سمت دشمنی با بسیاری از افراد سوق داد.

blackhearts thrive in environments where deceit is common.

دل‌های سیاه در محیط‌هایی که فریبکاری رایج است، رشد می‌کنند.

she realized that blackhearts can disguise themselves as friends.

او متوجه شد که دل‌های سیاه می‌توانند خود را به عنوان دوست جا بزنند.

blackhearts often manipulate situations to their advantage.

دل‌های سیاه اغلب اوضاع را به نفع خود دستکاری می‌کنند.

it's difficult to confront blackhearts without evidence.

بدون مدرک مواجهه با دل‌های سیاه دشوار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید