blackies

[ایالات متحده]/blækɪ/
[بریتانیا]/ˈblæki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد سیاه‌پوست؛ یک پرنده یا حیوان سیاه

عبارات و ترکیب‌ها

blacky as night

سیاه مانند شب

blacky the cat

گربه سیاه

blacky’s boots

کفش‌های سیاهی

blacky haired girl

دختر با موهای سیاه

a blacky car

یک ماشین سیاه

call it blacky

آن را سیاهی صدا بزن

جملات نمونه

blacky loves to play in the park.

بلکی عاشق بازی در پارک است.

my dog blacky is very friendly.

سگ من بلکی بسیار مهربان است.

blacky enjoys chasing after squirrels.

بلکی از تعقیب سنجاب‌ها لذت می‌برد.

we took blacky for a long walk yesterday.

ما دیروز بلکی را برای یک پیاده‌روی طولانی بیرون بردیم.

blacky has a shiny black coat.

بلکی یک پوشش سیاه براق دارد.

blacky always greets me at the door.

بلکی همیشه در را برایم باز می‌کند.

blacky loves to dig in the backyard.

بلکی عاشق کندن در حیاط پشتی است.

we bought a new toy for blacky.

ما یک اسباب‌بازی جدید برای بلکی خریدیم.

blacky is afraid of loud noises.

بلکی از صداهای بلند می‌ترسد.

every evening, blacky sits by my side.

هر شب، بلکی کنار من می‌نشیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید