blackwashes

[ایالات متحده]/blækˈwɒʃəz/
[بریتانیا]/blækˈwɑːʃɪz/

ترجمه

v برای افشای یا آشکار کردن چیزی که پنهان یا مخفی است؛ برای اعمال رنگ سیاه بر روی چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

blackwashes someone's record

پاک کردن سابقه کسی

blackwashes an incident

نادیده گرفتن یک حادثه

blackwashes the past

پاک کردن گذشته

جملات نمونه

they often blackwash historical events to suit their narrative.

آنها اغلب وقایع تاریخی را برای متناسب کردن با روایت خود دستکاری می‌کنند.

the film blackwashes the controversial figure, ignoring his flaws.

فیلم، چهره جنجالی را سانسور می‌کند و از نقص‌های او چشم‌پوشی می‌کند.

critics argue that the article blackwashes the company's unethical practices.

منتقدان استدلال می‌کنند که مقاله، شیوه‌های غیراخلاقی شرکت را سانسور می‌کند.

some documentaries blackwash the truth for entertainment value.

برخی از مستندها برای سرگرمی، حقیقت را سانسور می‌کنند.

his speech blackwashes the reality of the situation.

سخنرانی او، واقعیت وضعیت را سانسور می‌کند.

it is dangerous to blackwash history and omit critical facts.

سانسور کردن تاریخ و حذف حقایق مهم خطرناک است.

they tried to blackwash the scandal, but the truth came out.

آنها سعی کردند رسوایی را سانسور کنند، اما حقیقت آشکار شد.

blackwashing can lead to a distorted understanding of events.

سانسور کردن می‌تواند منجر به درک تحریف‌شده‌ای از وقایع شود.

many believe the media blackwashes the actions of powerful figures.

بسیاری معتقدند که رسانه‌ها اقدامات چهره‌های قدرتمند را سانسور می‌کند.

blackwashing can undermine trust in journalism and history.

سانسور کردن می‌تواند اعتماد به روزنامه‌نگاری و تاریخ را تضعیف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید