bladdered

[ایالات متحده]/ˈblædərɪd/
[بریتانیا]/ˈblædərɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مست; intoxicated

عبارات و ترکیب‌ها

bladdered on beer

مست بر اثر آبجو

bladdered and singing

مست و آواز خواندن

جملات نمونه

after a long night out, i was completely bladdered.

بعد از یک شب طولانی بیرون، من کاملاً مست بودم.

he got bladdered at the party and couldn't find his way home.

او در مهمانی مست شد و نتوانست راه خانه را پیدا کند.

don't get bladdered before your big presentation.

قبل از ارائه مهم خود مست نشوید.

she always ends up bladdered whenever we go out.

هر وقت بیرون می‌رویم، او همیشه مست می‌شود.

it’s fun to get bladdered with friends, but remember to drink responsibly.

مست شدن با دوستان سرگرم‌کننده است، اما به یاد داشته باشید که به طور مسئولانه بنوشید.

last weekend, he was so bladdered that he forgot his wallet.

آخر هفته گذشته، او آنقدر مست بود که کیف پولش را فراموش کرد.

they warned him not to get bladdered before the wedding.

آنها به او هشدار دادند که قبل از عروسی مست نشود.

her friends helped her when she got bladdered at the bar.

دوستانش به او کمک کردند وقتی که در بار مست شد.

getting bladdered isn't the best way to celebrate.

مست شدن بهترین راه برای جشن گرفتن نیست.

he swore he would never get bladdered again after that night.

او قسم خورد که بعد از آن شب دیگر مست نخواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید