blandnesses

[ایالات متحده]/blændnəsiz/
[بریتانیا]/blahnd-nis-iz/

ترجمه

n. حالت بی‌مزه یا کمبود طعم‌های قوی؛ ملایمت؛ عدم هیجان، علاقه یا تحریک؛ کسل‌کنندگی.

جملات نمونه

the blandnesses of the dish made it unappealing to the guests.

سادگی‌های بیش از حد غذا باعث شد که برای مهمانان جذاب نباشد.

her writing was filled with blandnesses that failed to engage the reader.

نوشتن او مملو از سادگی‌هایی بود که نتوانست خواننده را جذب کند.

we discussed the blandnesses of modern architecture in our class.

ما در کلاس خود در مورد سادگی‌های معماری مدرن بحث کردیم.

the blandnesses of the movie left the audience bored.

سادگی‌های فیلم باعث شد مخاطبان خسته شوند.

he pointed out the blandnesses in her argument that weakened her position.

او به سادگی‌هایی در استدلال او اشاره کرد که موقعیت او را تضعیف کرد.

the blandnesses of the report made it difficult to stay focused.

سادگی‌های گزارش باعث شد تمرکز کردن روی آن دشوار باشد.

they tried to avoid the blandnesses in their presentation by adding visuals.

آنها سعی کردند با افزودن تصاویر از سادگی‌های ارائه خود اجتناب کنند.

the blandnesses of his speech did not inspire any enthusiasm.

سادگی‌های سخنرانی او باعث ایجاد هیچ گونه اشتیاقی نشد.

critics often highlight the blandnesses in popular music.

منتقدان اغلب سادگی‌های موسیقی پاپ را برجسته می‌کنند.

exploring the blandnesses of life can lead to deeper understanding.

بررسی سادگی‌های زندگی می‌تواند منجر به درک عمیق‌تر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید