blarney

[ایالات متحده]/'blɑːnɪ/
[بریتانیا]/'blɑrni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صحبت‌های چاپلوسانه؛ چاپلوسی؛ مزخرفات
vt. چاپلوسی کردن یا فریب دادن
vi. چاپلوسی کردن؛ با کلمات مهربان قانع کردن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردblarneys
صفت یا فعل حال استمراریblarneying
زمان گذشتهblarneyed
قسمت سوم فعلblarneyed
جمعblarneys

عبارات و ترکیب‌ها

blarney stone

سنگ بلارنی

جملات نمونه

an Irishman with a double ration of blarney and a treble quota of charm.

یک ایرلندی با سهمیه مضاعف از خوش‌گویی و سهمیه سه گانه از جذابیت.

it took all my Irish blarney to keep us out of court.

همه خوش‌گویی‌های ایرلندی من لازم بود تا ما را از دادگاه دور نگه دارد.

He blarneys the ladies with the most shameless lies.

او با دروغ‌های بی‌شرمانه، خانم‌ها را اغوا می‌کند.

He is known for his blarney and charm.

او به خاطر خوش‌گویی و جذابیتش شناخته شده است.

She can talk for hours without saying anything of substance, she's a master of blarney.

او می‌تواند ساعت‌ها صحبت کند بدون اینکه چیزی بگوید، او یک استاد خوش‌گویی است.

His blarney won over the skeptical crowd.

خوش‌گویی او، گروه بدبین را تحت تاثیر قرار داد.

The politician's blarney failed to convince the public.

خوش‌گویی سیاستمدار نتوانست مردم را متقاعد کند.

She saw through his blarney and didn't fall for it.

او فهمید که خوش‌گویی او چیست و فریب نخورد.

Don't be fooled by his blarney, he's not as sincere as he seems.

به خوش‌گویی او فریب نخورید، او به اندازه ای که به نظر می رسد صادق نیست.

His blarney may work on some people, but not on me.

شاید خوش‌گویی او روی بعضی از افراد جواب دهد، اما نه روی من.

The salesman's blarney was so smooth that many customers believed him.

خوش‌گویی فروشنده آنقدر روان بود که بسیاری از مشتریان او را باور کردند.

She used her blarney to get out of trouble.

او از خوش‌گویی خود برای رهایی از دردسر استفاده کرد.

He's a master of blarney, able to talk his way out of any situation.

او یک استاد خوش‌گویی است و می‌تواند از هر موقعیتی با صحبت کردن خود خارج شود.

نمونه‌های واقعی

Parades, parties and a lot of blarney accompany the annual celebration of the patron saint of Ireland.

پارادها، مهمانی‌ها و مقدار زیادی صحبت‌های بی‌معنی همراه با جشن سالانه حامی سنت ایرلند است.

منبع: AP Listening Collection March 2014

And, he made them sound like very good excuses, this is just more of the same blarney.

و او آنها را طوری بیان کرد که به نظر بسیار خوب می‌رسیدند، این فقط بیشتر از همان صحبت‌های بی‌معنی است.

منبع: VOA Special English - Vocabulary Lore

" If only that blarney hunting party doesn't come back too soon."

" ای کاش آن گروه شکارچیان صحبت‌های بی‌معنی خیلی زود بازنگشتند."

منبع: 06 The Silver Chair

Wow, you're as bad as me trying to be irish at the blarney rose for a free beer.

وای، شما به بدی من هستید که سعی می‌کنید در حال و هوای ایرلندی در جشنواره بلارنی برای یک آبجو رایگان باشید.

منبع: 2 Broke Girls Season 1

Her words blended too much bland blarney.

کلمات او بیش از حد با صحبت‌های بی‌معنی ملایم ترکیب شده بودند.

منبع: Pan Pan

I have so many great ideas about books, and mice, and blarney, but you know, I'm just too lazy to actually sit down, and try and write one.

من ایده‌های عالی زیادی در مورد کتاب‌ها، و موش‌ها، و صحبت‌های بی‌معنی دارم، اما می‌دانید، من فقط خیلی تنبل هستم که در واقع بنشینم و سعی کنم یکی از آنها را بنویسم.

منبع: Engvid Super Teacher Ronnie - Vocabulary

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید